السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

320

تفسير الميزان ( فارسي )

گفته‌اند : اصلا معناى اين دو كلمه يكى است ، و اگر در اين روايت و جاهاى ديگر بهم عطف شده‌اند صرفا بخاطر اختلاف لفظ است ، نه اختلاف معنى ، مانند قول شاعر كه معناى دورى را دو بار در شعرش به دو لفظ آورده و مىگويد : « متى أدن منه ينا عنه و يبعد - هر وقت نزديكش مىشوم ، از او دور مىشود و دور مىشود » . بعضى هم گفته‌اند : اين دو واژه هر يك معناى بخصوصى دارند ، تجسس به معناى تعقيب و جستجو كردن عيب مردم است ، و تحسس به معناى گوش دادن به گفتگوى مردم است ، و از ابن عباس فرق ميان اين دو كلمه را پرسيدند گفت : زياد از هم دور نيستند جز آنكه تحسس در خير گفته مىشود ، و تجسس در شر . « 1 » و كلمه « روح » - به فتح راء و سكون واو - به معناى نفس و يا نفس خوش است ، هر جا استعمال شود كنايه است از راحتى ، كه ضد تعب و خستگى است ، و وجه اين كنايه اين است كه شدت و بيچارگى و بسته شدن راه نجات در نظر انسان نوعى اختناق و خفگى تصور مىشود ، هم چنان كه مقابل آن يعنى نجات يافتن به فراخناى فرج و پيروزى و عافيت ، نوعى تنفس و راحتى به نظر مىرسد ، و لذا مىگويند خداوند « يفرج الهم و ينفس الكرب - اندوه را به فرج ، و گرفتارى را به نفس راحت مبدل مىسازد » ، پس روحى كه منسوب به خداست همان فرج بعد از شدتى است كه به اذن خدا و مشيت او صورت مىگيرد . و بر هر كس كه ايمان به خدا دارد لازم و حتمى است به اين معنا معتقد شود كه خدا هر چه بخواهد انجام مىدهد و بهر چه اراده كند حكم مينمايد ، و هيچ قاهرى نيست كه بر مشيت او فائق آيد و يا حكم او را به عقب اندازد ، و هيچ صاحب ايمانى نمىتواند و نبايد از روح خدا مايوس و از رحمتش نااميد شود زيرا ياس از روح خدا و نوميدى از رحمتش در حقيقت محدود كردن قدرت او ، در معنا كفر به احاطه و سعه رحمت اوست ، هم چنان كه در آنجا كه گفتار يعقوب ( ع ) را حكايت مىكند مىفرمايد : * ( « إِنَّه لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّه إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » ) * . و در آنجا كه كلام ابراهيم ( ع ) را حكايت مىكند از قول او مىفرمايد : « وَمَنْ يَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّه إِلَّا الضَّالُّونَ » « 2 » و همچنين در اخبار وارده ، از گناهان كبيره و مهلكه شمرده شده است .

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ص 256 ، ط تهران . ( 2 ) بجز مردم نادان و گمراه كسى از رحمت خدا نااميد نيست . سوره حجر ، آيه 56 .