السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

319

تفسير الميزان ( فارسي )

ايشان شكايت كند ، هم چنان كه چه بسا جمله انَّما أَشْكُوا . . . « هم اين را تاييد مىكند . الَ إِنَّما أَشْكُوا بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللَّه وَأَعْلَمُ مِنَ اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ » . در مجمع البيان گفته است : كلمه « بث » به معناى اندوهى است كه صاحبش نتواند آن را كتمان كند و ناگزير آن را مىپراكند ، و هر چيزى را كه پراكنده و متفرق كنى آن را بث كرده اى ، و به همين معنا است در آيه « وَبَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ « 1 » » . پس در آيه مورد بحث كلمه مذكور ، مصدرى است در معناى اسم مفعول . و حصرى كه در جمله « انَّما أَشْكُوا . . . » است از باب قصر قلب « 2 » است و در نتيجه مفادش اين مىشود كه من اندوه فراوان و حزن خود را به شما و فرزندان و خانواده‌ام شكايت ، نمىكنم و اگر شكايت كنم در اندك زمانى تمام مىشود و بيش از يك يا دو بار نمىشود تكرار كرد هم چنان كه عادت مردم در شكايت از مصائب و اندوه هاشان چنين است ، بلكه من تنها و تنها اندوه و حزنم را به خداى سبحان شكايت مىكنم ، كه از شنيدن ناله و شكايتم هرگز خسته و ناتوان نمىشود ، نه شكايت من او را خسته مىكند و نه شكايت و اصرار نيازمندان از بندگانش ، « أَعْلَمُ مِنَ اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ - و من از خداوند چيزهايى سراغ دارم كه شما نمىدانيد » ، و به همين جهت به هيچ وجه از روح او مايوس و از رحمتش نااميد نمىشوم . و در اينكه گفت « أَعْلَمُ مِنَ اللَّه ما لا تَعْلَمُونَ » اشاره اى است اجمالى به علم يعقوب به خداى تعالى ، و اما اينكه اين چگونه علمى بوده ؟ از عبارت قرآن استفاده نمىشود ، مگر همان مقدارى كه مقام ، مساعدت كند ، هم چنان كه در سابق هم اشاره كرديم . * ( « يا بَنِيَّ اذْهَبُوا فَتَحَسَّسُوا مِنْ يُوسُفَ وَأَخِيه وَلا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّه إِنَّه لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّه إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ » ) * . در مجمع البيان مىگويد : « تحسس » - با حاء - به معناى طلب چيزى است به حس ، و تجسس - با جيم - هم نظير آنست و در حديث آمده : « لا تحسسوا و لا تجسسوا » ، بعضى هم

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 256 ، ط تهران . ( 2 ) قصر بر سه قسم است قصر قلب و قصر افراد و قصر تعين ، قصر قلب آنست كه مثلا مخاطب نسبتى را به كسى بدهد و متكلم از او گرفته به كسى ديگرى بدهد مانند اينكه او بگويد منحصرا زيد آمد و متكلم بگويد آنكه آمده تنها عمرو است و قصر افراد آنست كه مخاطب نسبت را مثلا به دو كس بدهد و متكلم بيكى از آن دو منحصر كند مانند اينكه او بگويد زيد و عمرو آمدند و متكلم بگويد تنها زيد آمده است ، و قصر تعينى آنست كه مخاطب در دادن نسبت در هر يك از اندوه مردد باشد و متكلم آن را در يكى تعيين كند مانند اين كه او بگويد زيد و يا عمرو آمده ، و او بگويد تنها زيد آمده است .