السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
28
تفسير الميزان ( فارسي )
است « خوالد » مىخوانند ، چون بطور مسلم يك پايه خالد و جاودان نيست و اين تعبير به خاطر اينست كه سنگ مذكور سنگ محكمى است كه دير از بين مىرود ، و اين كلمه از باب « خلد ، يخلد ، خلودا » است هم چنان كه در قرآن فرموده : « لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ » و خلد به فتح « خ » و سكون « لام » به معناى آن جزئى است كه تا آخرين دقايق زندگيش به حالت خود مىماند ، و مانند ساير اعضاى دچار دگرگونى نمىشود . و كلمه « مخلد » در اصل به معناى چيزى است كه مدتى طولانى باقى مىماند ، و به همين جهت به مردى كه مويش دير سفيد شده مىگويند : « رجل مخلد » و به حيوانى كه دندانهاى ثنائيش آن قدر بماند كه رباعىهايش نيز برويد ، مىگويند : « دابة مخلدة » ، اين معناى اصلى كلمه است ، و ليكن به عنوان استعاره استعمال مىشود در باره كسى كه دائما باقى مىماند . و خلود در جنت به معناى بقاى اشياء است بر حالت خود ، بدون اينكه در معرض فساد قرار گيرند ، هم چنان كه فرموده : « أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » « 1 » و نيز فرموده : « أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فِيها خالِدُونَ » « 2 » و نيز فرموده : « وَمَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً فَجَزاؤُه جَهَنَّمُ خالِداً فِيها » « 3 » . و بعضيها در خصوص آيه « يَطُوفُ عَلَيْهِمْ وِلْدانٌ مُخَلَّدُونَ » گفتهاند معنايش اين است كه دور بهشتيان فرزندانى مىچرخند كه دائما به حال جوانى و زيبايى باقىاند و دچار فساد نمىگردند . بعضى ديگر گفتهاند : معنايش اين است كه يك نوع گوشواره كه خلد ناميده مىشود در گوش دارند . و اخلاد هر چيز به معناى دائمى كردن و حكم به بقاء آن است ، و به همين معنا است در كلام خدا كه فرموده : « وَلكِنَّه أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ » يعنى به زمين دل بست و گمان كرد كه دائما در آن خواهد زيست « 4 » .
--> ( 1 ) ( كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته انجام دادهاند ) آنان اهل بهشتند پيوسته در بهشت جاويد متنعم خواهند بود . سوره بقره ، آيه 82 . ( 2 ) ( كسانى كه عمل زشت انجام دادهاند ) اهل جهنم هستند و در آتش پيوسته معذب خواهند بود . سوره بقره ، آيه 39 . ( 3 ) هر كس مؤمنى را عمدا بكشد مجازاتش آتش جهنم است كه در آن جاويد و معذب خواهد بود . سوره نساء ، آيه 93 . ( 4 ) مفردات راغب ، ماده « خلد » .