السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

172

تفسير الميزان ( فارسي )

مىدهد ، اينك به متن آيه برمىگرديم . پس اينكه فرمود : * ( « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه كَذلِكَ لِنَصْرِفَ عَنْه السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ إِنَّه مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصِينَ » ) * شكى نيست كه اشاره است به چگونگى نجات يوسف از آن غائله هولناك و از سياق برمىآيد كه منظور از گرداندن سوء و فحشاء از يوسف ، نجات يوسف است از آنچه كه همسر عزيز مىخواست و به خاطر رسيدن به آن با وى مراوده و خلوت مىكرد . و نيز برمىآيد كه مشار اليه « كذلك » همان مفادى است كه جمله * ( « أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه » ) * مشتمل بر آن است . پس برگشت معناى * ( « كَذلِكَ لِنَصْرِفَ » ) * به اين مىشود كه يوسف ( ع ) از آنجايى كه از بندگان مخلص ما بود ، ما بدى و فحشاء را به وسيله آنچه كه از برهان پروردگارش ديد از او بگردانديم . پس معلوم شد سببى كه خدا به وسيله آن سوء و فحشاء را از يوسف گردانيد تنها ديدن برهان پروردگارش بود . لازمه اين حرف اين است كه جزاء مقدر « لو لا » ارتكاب سوء و فحشاء باشد و لازمه اين هم اين است كه * ( « لَوْ لا أَنْ رَأى . . . » ) * قيد براى * ( « وَهَمَّ بِها » ) * باشد ، لازمه اين نيز اين است كه « هم » يوسف به او عينا مانند « هم » او به يوسف ، يعنى تصميم بر معصيت باشد . پس در نتيجه « هم » يوسف به او داخل در تحت شرط قرار مىگيرد ، و اين مىشود : اگر نبود كه يوسف برهان پروردگار خود را ديد او هم ممكن بود قصد كند . براى اينكه كلمه « لو لا » هر چند ملحق به ادوات شرط است ، و علماى نحو گفته‌اند جايز نيست كه جزاى شرط بر خود شرط مقدم باشد ، و خلاصه هر چند « لو لا » را به « ان » شرطيه قياس كرده‌اند و ليكن بايد دانست كه جمله * ( « وَهَمَّ بِها » ) * جزاى « لو لا » نيست ، بلكه به دليل اينكه عطف شده بر * ( « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه » ) * و جمله « همت به » جمله « قسم خورده شده » براى « لام » قسم در « لقد » است ، پس جمله * ( « وَهَمَّ بِها » ) * نيز « قسم خورده شده » آن خواهد بود ، و چون معناى جزاء را هم داشته‌اند لذا جزاى او حذف شده ، و مثل اين شده كه بگوييم « به خدا قسم هر آينه او را مىزنم اگر مرا بزند » و معلوم است كه به خاطر « ان » شرطيه معنى اين مىشود : « به خدا سوگند اگر مرا بزند من او را مىزنم » . پس معناى آيه اين مىشود : « به خدا قسم هر آينه همسر عزيز قصد او را كرد و به خدا قسم او هم اگر برهان پروردگار خود را نديده بود هر آينه قصد او را كرده بود و چيزى نمانده بود كه مرتكب معصيت شود » . و اينكه مىگوييم « چيزى نمانده بوده » و نمىگوييم معصيت مىكرد ، براى اين است كه كلمه « هم » بطورى كه مىگويند جز در مواردى كه مقرون به مانع