السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
173
تفسير الميزان ( فارسي )
است استعمال نمىشود ، مانند آيه « وَهَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا » « 1 » و آيه « إِذْ هَمَّتْ طائِفَتانِ مِنْكُمْ أَنْ تَفْشَلا » « 2 » ، و نيز مانند شعر صخر كه گفته : اهم بامر الحزم لا استطيعه و قد حيل بين العير و النزوان . « 3 » بنا بر آنچه گفته شد اگر برهان پروردگارش را نمىديد واقع در معصيت نمىشد بلكه تنها تصميم مىگرفت و نزديك به ارتكاب مىشد ، و نزديك شدن غير از ارتكاب است ، و لذا خداى تعالى به همين نكته اشاره كرده و فرموده : « * ( لِنَصْرِفَ عَنْه السُّوءَ وَالْفَحْشاءَ ) * - تا سوء و فحشاء را از او بگردانيم » و نفرموده : « لنصرفه عن السوء و الفحشاء - تا او را از سوء و فحشاء بگردانيم » - دقت بفرماييد . از اينجا روشن مىشود كه مناسبتر آنست كه بگوييم منظور از « سوء » تصميم بر گناه و ميل به آن است ، و منظور از « فحشاء » ارتكاب فاحشه يعنى عمل زنا است ، پس يوسف ( ع ) نه اين كار را كرد و نه نزديكش شد ، ولى اگر برهان پروردگار خود را نمىديد به انجام آن نزديك مىشد ، و اين همان معنايى است كه مطالب گذشته ما و دقت در اسباب و عوامل دست به هم داده در آن حين آن را تاكيد مىكند . اينك به رسيدگى يك يك جملات پرداخته مىگوييم : حرف « لام » در * ( « وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه » ) * براى قسم است ، و معنايش اين است كه « قسم مىخورم كه به تحقيق عزيز قصد يوسف را كرد به آنچه كه از او مىخواست » و معلوم است كه قصد كردن و تصميم گرفتن وقتى است كه اراده توأم با مقدارى از عمل بوده باشد . جمله * ( « وَهَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّه » ) * عطف است بر مدخول « لام » قسم كه در جمله قبلى بود ، و معنايش اينست كه « و قسم مىخورم كه اگر ديدن برهان پروردگارش نمىبود نزديك بود كه او را در آنچه كه مىخواست اجابت كند » . كلمه « برهان » به معناى سلطان است ، و هر جا اطلاق شود مقصود از آن سببى است كه يقينآور باشد ، چون در اين صورت برهان بر قلب آدمى سلطنت دارد ، مثلا اگر معجزه را برهان مىنامند و قرآن كريم مىفرمايد : « فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَوْنَ وَمَلَائِه » « 4 » و يا
--> ( 1 ) تصميم به چيزى گرفتند كه به آن نمىرسيدند . سوره توبه ، آيه 74 . ( 2 ) آن هنگام كه دو طايفه از شما تصميم گرفتند كه متفرق شوند . سوره آل عمران ، آيه 122 . ( 3 ) مىخواهم كارى كه مطابق حزم و تدبير است انجام دهم ولى نمىتوانم ، آرى ميان شتر و جهيدنش حائل شده . ( 4 ) عصا و يد و بيضا دو برهان از پروردگار توست براى فرعون و جمعيتش . سوره قصص ، آيه 32