السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

16

تفسير الميزان ( فارسي )

به جانب ايشان خواهد بود ، نه خدا . و اگر بگويى : در صورتى كه مطلب بدين قرار است كه تو گفتى و در قيامت نه حاجتى به تكلم هست و نه از عمل تكلم در آنجا مصداقى يافت مىشود ، پس استثنايى كه در جمله مورد بحث آمده و فرموده : * ( « لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِه » ) * و همچنين در آياتى نظير آن و نيز آياتى كه كلام و اقوال قيامتيان را حكايت مىكند چه معنا دارد ؟ در پاسخ مىگوييم : هيچ ترديدى نيست در اينكه انسان ما دام كه در اين نشاه يعنى در دنيا است ، نسبت به اعمال خود كه يكى از آنها سخن گفتن است مختار است ، يعنى نسبت انجام هر عمل و ترك آن برايش مساوى است ، هم چنان كه او نسبت به انجام و ترك هر عمل نسبت مساوى دارد ، اما اين تساوى نسبت مادامى است كه عملى را انجام نداده باشد ، چون وقتى انجام داد ديگر نسبت به آن اختيار ندارد ، و آثار لا ينفك آن عمل كه يكى از آنها پاداش و كيفر است قهرا مترتب مىشود ، زيرا آثار فعل هم مانند فعل پس از انجام ، از اختيار آدمى بيرون است . و نشاه آخرت نشاه جزا و اثر اعمال است . در آنجا ديگر خبرى از اختيار نيست ، آنجا انسان است و عملش ، انسان است و لوازم ضرورى اعمالش ، انسان است و نامه عمل و گواهان اعمالش ، انسان است و پروردگارى كه به سوى او بازگشت نموده ، و حكم فصل و داورى به دست اوست . در آنجا اگر دعوت به چيزى شود بطور قهر و اضطرار استجابت مىكند ، هم چنان كه فرموده : « يَوْمَئِذٍ يَتَّبِعُونَ الدَّاعِيَ لا عِوَجَ لَه » « 1 » در حالى كه وقتى در دنيا بودند به حق دعوت مىشدند ولى استجابت نمىكردند . و اگر به درخواستى تكلم كند ، كلامش از سنخ سخن گفتن در دنيا اختيارى و كاشف از نهانيهاى درون نيست ، چه خدا در آن روز بر دهان او مهر نهاده ، نمىتواند به هر چه كه دلش و هر جور كه مىخواهد تكلم كند ، هم چنان كه فرموده : « الْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وَتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وَتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ » « 2 » و نيز فرموده : « هذا يَوْمُ لا يَنْطِقُونَ وَلا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ »

--> ( 1 ) و خلايق همه از پى كسى كه آنها راى به راه مستقيم به عرصه قيامت دعوت كند ناچار خواهند رفت . سوره طه ، آيه 108 . ( 2 ) امروز بر دهنهايشان مهر مىنهيم ، و دستهايشان با ما سخن گويند و پاهايشان به آنچه كه كسب مىكردند شهادت مىدهد . سوره يس ، آيه 65 .