السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
15
تفسير الميزان ( فارسي )
« يَوْمَ يَبْعَثُهُمُ اللَّه جَمِيعاً فَيَحْلِفُونَ لَه كَما يَحْلِفُونَ لَكُمْ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلى شَيْءٍ أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْكاذِبُونَ » « 1 » در جواب مىگوييم : اين از باب ظهور ملكات است . توضيح اينكه انسان وقتى در باره نفسانيات خود فكر مىكند ، در نفس خود اسرارى نهانى مشاهده مىكند ، بدون اينكه در اين مشاهده احتياج پيدا كند به اينكه به خود بگويد در درون دل من چه چيزهايى است ، چون باطن هر كسى براى خودش مشهود است نه غيب ، و در درك آن ، زبان و تكلم هيچ دخالتى ندارد ، و ليكن با اينكه دخالت ندارد مىبينيم ، كه در حين تفكر صورت كلامى را در دل تصور مىكنيم ، و در دل با خود حرف مىزنيم ، و چه بسا مىشود كه زبان را هم به كار بسته آنچه كه به فكر ما مىگذرد به زبان جارى مىسازيم . اين استخدام زبان در اين گونه مواقع ، كه هيچ دخالتى براى زبان نيست ، از باب عادت است ، چون ما عادت كردهايم همواره نيت خود را به وسيله زبان با ديگران در ميان بگذاريم ، لذا در اين گونه مواقع نيز زبان را به كار مىبريم و با خود حرف مىزنيم . مشركين و منافقين هم از آنجايى كه در دنيا به دروغ عادت كرده بودند ، در روز قيامت هم كه روز ظهور ملكات و عادات نفسانى است خود به خود حرف مىزنند و دروغهاى دنيايى خود را تكرار مىكنند ، و گرنه محال است كه انسان با توجه به اينكه در مقابل پروردگار خود قرار گرفته دروغ بگويد و حال آنكه او به ظاهر و باطنش واقف است و اعمالش نيز حاضر است نامه عملش گسترده و گواهان ايستادهاند ، و جوارح و اعضاى بدنش همه به زبان آمدهاند و همه اسباب و از آن جمله دروغ ديگر رونقى ندارد ، چون همه اسرار علنى و همه غيبها شهود مىشود ، با اين حال دروغ مىگويد به اميد اينكه خداى خود را گول بزند و حجت قلابى خود را به كرسى بنشاند و بخواهد بدين وسيله نجات بيابد ؟ ! و اين نظير دعوت شدنشان به سجود است در روز قيامت كه نمىتوانند سجده كنند : « يَوْمَ يُكْشَفُ عَنْ ساقٍ وَيُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ فَلا يَسْتَطِيعُونَ خاشِعَةً أَبْصارُهُمْ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ وَقَدْ كانُوا يُدْعَوْنَ إِلَى السُّجُودِ وَهُمْ سالِمُونَ » « 2 » چه ، نداشتن قدرت بر سجده جز بدين جهت نيست كه ملكه استكبار بر نفوسشان راسخ شده و گرنه اگر خدا قدرت را از ايشان گرفته باشد حق
--> ( 1 ) روزى كه خدا همگيشان را زنده كند براى او قسم مىخورند هم چنان كه براى شما قسم مىخورند و گمانبرند چيزى هستند بدانيد كه آنان خودشان دروغگويند . سوره مجادله ، آيه 18 . ( 2 ) ( ياد كنند ) روزى سختى را كه دامن به ميان زنند و به سجده خوانده شوند و نتوانند ، چشمانشان ذليل و ترسان و حسرت آنها را فرا گرفته و از اين پيش ( در دنيا ) با تن سالم به طاعت خدا آنها را خواندند ( اجابت نكردند ) . سوره قلم ، آيه 41 و 42