السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

139

تفسير الميزان ( فارسي )

حال بايد ديد چرا چنين است ؟ دليلش اين است كه بطور كلى در اين عالم ، نظامى حكومت مىكند كه به واسطه آن نظام در اجزاء و ابعاض عالم نسبتها و اضافاتى برقرار و در نتيجه ابعاض به يكديگر متصل و مربوط مىشوند و اين اضافات نسبتهايى غير متغيرند ، پس هر حادثى از حوادث كه فرض كنيم وقتى در خارج واقع مىشود لوازم و ملزوماتى متناسب با خود دارند كه به هيچ وجه از يكديگر منفك نمىشوند ، و در بين تمامى لوازم و ملزومات آثارى است كه بعضى را بر بعضى ديگر متصل مىسازد ، بطورى كه اگر به يكى از آنها خللى وارد آيد همه مختل مىشود ، و اگر همان مختل ، سالم گردد همه سلسله سالم مىشود ، و اين قانونى است كلى و استثناء ناپذير . مثلا اگر جسمى از مكانى به مكانى ديگر انتقال يابد ، از لوازم اين انتقال آن است كه ديگر در آن زمان آن جسم در مكان اول نباشد ، بلكه از آن و از لوازم آن و هر چه كه متصل به آن است دور و غايب باشد ، و نيز مكان اول از آن خالى و مكان دوم مشغول به آن باشد ، و نيز اينكه فاصله اى را كه ميان دو مكان است بپيمايد ، و همچنين لوازم ديگر كه اگر يكى از آنها اختلال يابد - مثلا در همان زمان باز هم مكان اول شاغل آن جسم باشد - تمامى لوازمى كه شمرديم مختل شده ، ديگر صدق نخواهند داشت . و انسان و هر سبب ديگرى كه فرض شود نمىتواند حقيقتى از حقايق هستى را به نوعى تدليس و تردستى بپوشاند ، و در عين حال تمام لوازم و ملزومات مربوط به آن را هم مستور بدارد ، و يا آن حقيقت را بطور كلى از محل واقعيش ( كه محفوف به آن لوازم و ملزومات است ) خارج كند ، و يا از مجراى هستىاش تحريف نمايد ، و به فرضى هم كه بتواند يكى از لوازم را هم مستور سازد ، لوازم ديگرش سر درمىآورد ، و به فرضى كه آن را هم در پرده كند لازم سومى ظاهر مىشود ، و همچنين تا حقيقت پنهان شده آشكارا گردد . از همين جا است كه مىگويند حكومت و دولت از آن حق است هر چند باطل جولان و عرض اندامى هم بكند . و نيز مىگويند ارزش از آن صدق است هر چند احيانا باطلى مورد رغبت قرار بگيرد ، و نيز از همين جهت است كه خداى تعالى فرموده : « إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ » « 1 » و نيز فرموده : « إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ » « 2 » و نيز فرموده : « إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّه الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » « 3 » و فرموده :

--> ( 1 ) خداوند هدايت نمىكند آن كس راى كه دروغگو و كافر كيش است . سوره زمر ، آيه 3 . ( 2 ) خدا هدايت نمىكند كسى راى كه او زياده رو و دروغپرداز است . سوره مؤمن ، آيه 28 . ( 3 ) آنان كه دروغ بر خدا مىبندند رستگار نمىشوند . سوره نحل ، آيه 116