السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

111

تفسير الميزان ( فارسي )

و كوتاه سخن ، اگر انسان در ولايت خدا باشد تمامى اسبابى كه براى ادامه زندگيش و رسيدن به سعادت بدانها تمسك مىجويد همه نسبت به او نعمتهايى الهى خواهند بود ، و اگر همين شخص مفروض ، در ولايت شيطان باشد عين آن نعمتها برايش نقمت خواهد شد ، هر چند خداوند آنها را آفريده كه نعمت باشند . حال اگر چنانچه اسباب و وسايل زندگى ناقص باشد و به جميع جهات سعادت در زندگى وافى نباشد نعمت بودنش مثل كسى است كه مالى دارد و ليكن به خاطر نداشتن امنيت و يا سلامتى نمىتواند از آن مال آن طور كه مىخواهد و هر وقت و هر جور كه بخواهد استفاده كند ، و در اين حال اگر چنانچه به آن امنيت و آن سلامت برسد مىگويند نعمت بر او تمام شد . پس اينكه در آيه مورد بحث فرموده : * ( « وَيُتِمُّ نِعْمَتَه عَلَيْكَ وَعَلى آلِ يَعْقُوبَ » ) * معنايش اين مىشود كه : خدا به شما نعمتهايى داده كه با داشتن آن در زندگى سعادتمند شويد ، و ليكن اين نعمتها را در حق تو و در حق آل يعقوب - كه همان يعقوب و همسرش و ساير فرزندانش باشند - تكميل و تمام مىكند ، همانطور كه يوسف در خواب خود ديد . اينكه در اين خطاب يوسف را اصل و آل يعقوب را معطوف بر او گرفته و فرموده : * ( « عَلَيْكَ وَعَلى آلِ يَعْقُوبَ » ) * براى اين است كه با خواب او مطابق باشد ، او در خواب خود را مسجود يعقوب و آل يعقوب ديد ، و ايشان را ديد كه در هيات آفتاب و ماه و ستارگان بر او سجده مىكنند . تمام شدن نعمت بر خود يوسف به همين بود كه او را حكمت و نبوت و ملك و عزت بداد ، و او را از مخلصين قرار داد و به دو تاويل احاديث بياموخت . و تمام شدن آن بر آل يعقوب به اين بود كه چشم يعقوب را با داشتن چنين فرزندى روشن گردانيده ، او و اهل بيتش را از بيابان و زندگى صحرانشينى به شهر بياورد ، و در آنجا در كاخهاى سلطنتى زندگى مرفهى روزيشان گرداند . * ( « كَما أَتَمَّها عَلى أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ » ) * - يعنى نعمت را بر تو و بر آل يعقوب تمام مىكنيم ، نظير تمام كردنمان در حق دو پدرت ابراهيم و اسحاق ، چون آن دو نيز خير دنيا و آخرت را دارا شدند . پس جمله « من قبل » متعلق است به جمله « اتمها » . و چه بسا احتمال داده شود كه ظرف مستقر وصف باشد براى « ابويك » و تقدير اين باشد : همانطور كه نعمت را بر دو پدرت كه در قبل مىزيستند تمام كرد . * ( « إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ » ) * بدل و يا عطف بيانند براى كلمه « ابويك » ، و فايده اين سياق و