السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
112
تفسير الميزان ( فارسي )
ترتيب ، اشاره و اشعار به اين است كه اين نعمتها در اين دودمان مستمر و هميشگى بوده و اگر به يوسف مىرسد به عنوان ارث از بيت ابراهيم و اسحاق و يعقوب است ، و از يعقوب هم به يوسف و از او به بقيه دودمان يعقوب . معناى آيه اين است : همانطور كه در خواب ديدى خداوند تو را براى خودش خالص گردانيده ، از شرك پاك مىكند تا غير خدا كسى در تو نصيب نداشته باشد ، و تاويل احاديث مىآموزد تا از ديدن حوادث چه در خواب و چه در بيدارى به مال و سرانجام آن پى ببرى ، و نعمت خود را كه همان ولايت الهى است بر تو تمام مىكند و تو را در مصر جاى داده اهل و دودمان تو را به نزدت مىرساند و ملك و عزت را بر تو و پدر و مادر و برادرانت تمام مىكند ، همه اينها را بدين جهت مىكند كه او عليم به بندگان و با خبر به حال آنان است ، حكيم است و هر كسى را به هر مقدار كه استحقاق دارد پيش مىبرد ، او به حال تو آگاه است و مىداند كه ستمكاران بر تو تا چه حد مستحق عذابند . دقت در آنچه گذشت چند نكته را دست مىدهد : يكى اينكه ، يعقوب هم مانند يوسف از مخلصين بوده ، و خدا وى را نيز تاويل احاديث آموخته ، به دليل اينكه در اين آيه يعقوب خبر مىدهد به يوسف كه سرانجام كار تو چيست ، و خوابت چه تاويلى دارد ، و قطعا آنچه گفته از باب گمان و تخمين نبوده بلكه به تعليم خدايى بوده است . علاوه ، در آنجا كه به حكايت قرآن فرزندان خود را نصيحت كرده چنين فرموده : « يا بَنِيَّ لا تَدْخُلُوا مِنْ بابٍ واحِدٍ وَادْخُلُوا مِنْ أَبْوابٍ مُتَفَرِّقَةٍ . . . » و دنبالش خداى تعالى در حقش فرموده : « وَإِنَّه لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناه وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ - و او به خاطر اينكه ما تعليمش كرده بوديم صاحب علمى بود و ليكن بيشتر مردم نمىدانند » . دليل ديگر اين مدعى اين است كه يوسف - به حكايت قرآن - بعد از آنكه به رفقاى زندانيش فرمود : « لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِه إِلَّا نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِه قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي » اين تعليم الهى را چنين تعليل كرده : « إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّه وَهُمْ بِالآخِرَةِ هُمْ كافِرُونَ وَاتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَإِسْحاقَ وَيَعْقُوبَ ما كانَ لَنا أَنْ نُشْرِكَ بِاللَّه مِنْ شَيْءٍ . . . » و در آن چنين فهمانيد كه اگر من تاويل هر چيز را مىدانم براى اين است كه « مخلص » - به فتح لام - براى خدايم ، و اگر براى خدا مخلصم اين صفت را بدان سبب دارم كه پيرو پدرانى چون ابراهيم و اسحاق و يعقوبم كه پيغمبرانى نقى الوجود و سليم القلب بودند ، وجودشان پاك و دلهايشان به تمام معنا سالم از شرك بود . و چون همين علت كه باعث شد وى