السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

13

تفسير الميزان ( فارسي )

همانطور كه كلمه « عياذ » مصدر است براى « عاذ ، يعوذ ، عوذا و عواذا » . و اى بسا كه جمع باشد براى كلمه « ضوء » ، همانطور كه كلمه « سياط » جمع است براى « سوط » و اين عبارت چيزى در تقدير دارد كه مضاف كلمه « ضياء » است ، و تقدير آن « جعل الشمس ذات ضياء و القمر ذا نور » است ، يعنى خداى تعالى خورشيد را داراى ضياء و ماه را داراى نور كرد . و همچنين كلمه « منازل » در جمله * ( « وَقَدَّرَه مَنازِلَ » ) * مضافى در تقدير دارد ، و تقدير كلام : « و قدره ذا منازل » است ، يعنى خداى تعالى قمر را داراى منزلها كرد تا در مسير حركتش در هر شب به منزلى از آن منازل برسد ، غير آن منزلى كه شب قبلش در آنجا قرار داشت . نتيجه اين تقدير الهى اين شد كه قرص قمر دائما در حال دور شدن از خورشيد حركت كند ، تا از طرف ديگر باز به خورشيد برسد ، و يك دور تمام اين حركت قمر ، يك ماه قمرى را و دوازده ماه يك سال را تشكيل دهد ، و خلق خدا در شمردن عدد سالها و رسيدگى به حسابها از اين تقدير الهى بهره مند شوند . نكته ديگرى كه آيه مورد بحث آن را افاده مىكند اين است كه خداى تعالى آنچه را كه در به كار اندازى اين تقدير و اين نظام آفريده ، و نتايج و اهدافى كه بر خلقت آنها مترتب ساخته ، همه به حق بوده ، زيرا نتايج مزبور اهدافى حقيقىاند ، كه بطور منظم بر مخلوقات او مترتب مىشوند . پس ، در سراسر جهان خلقت نه لغوى در كار است ، و نه غرض باطل و بيهوده اى ، و نه تصادف و اتفاقى . پس ، خداى تعالى اگر اين موجودات را خلق كرده و بر اين ترتيب مرتب ساخته براى اين بوده كه شؤون حيات شما را تدبير ، و امور معاش و معاد شما را اصلاح كند . پس او به همين دليل رب شما و مالك امر و مدبر شان شما است و جز او ربى نيست . * ( « يُفَصِّلُ الآياتِ لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ » ) * - احتمال دارد كه منظور از « تفصيل آيات » تفصيل به حسب تكوين خارجى باشد ، و احتمال هم دارد منظور تفصيل به حسب بيان لفظى باشد ، و بعيد نيست كه بگوئيم اولى به سياق آيه نزديكتر است . * ( « إِنَّ فِي اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ وَما خَلَقَ اللَّه فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ لآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَّقُونَ » ) * در مجمع البيان فرموده : اختلاف بين دو چيز به اين معنا است كه هر يك به طرفى مخالف طرف ديگرى برود ، مثلا يكى در جهت نور حركت كند و ديگرى در جهت ظلمت « 1 » و ظاهرا اين كلمه از ماده « الخلف » گرفته شده كه به معناى پشت سر است ، و اختلاف بين دو

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ط . اسلاميه ، ج 5 ، ص 91 .