السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

474

تفسير الميزان ( فارسي )

آن است و ثانيا بعضى از نفاقها هست كه بعد از ايمان ، به دل راه مىيابد ، هم چنان كه برخى از كفرها بعد از ايمان مىآيد ، و آن ارتداد و گفتن رده است ، هم چنان كه قرآن كريم فرموده « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذِينَ أَساؤُا السُّواى أَنْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللَّه وَكانُوا بِها يَسْتَهْزِؤُنَ » « 1 » و مىرساند كه چه بسا گناه ، كار آدمى را به تكذيب آيات خدا بكشاند ، و تكذيب گاهى ظاهرى مىباشد و گاهى ظاهرى و باطنى كه در اين صورت كفر محسوب مىشود و گاهى فقط باطنى است كه نفاق شمرده مىشود . * ( « ألَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّه يَعْلَمُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ . . . » ) * كلمه « نجوى » به معناى درگوشى حرف زدن است ، و استفهام در اين آيه استفهام توبيخى است . * ( « الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَالَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ . . . » ) * كلمه « تطوع » به معناى انجام عملى است كه نفس آدمى از آن كراهت نداشته باشد و آن را دشوار نداند و داوطلبانه انجامش دهد ، و به همين جهت بيشتر در مستحبات استعمال مىشود ، چون در واجبات يك نوع تحميلى است بر نفس و آدمى دل خود را وادار مىكند كه راضى به ترك آن نشود . و اينكه داوطلبان از مؤمنين در دادن صدقه را در مقابل كسانى قرار داده كه بيش از توانايى خود صدقه نمىدهند ، خود قرينه است بر اينكه منظور از داوطلبان در صدقه كسانى است كه چون ثروتمند و مالدارند صدقه مىدهند ، و خلاصه بخاطر تمكنشان بطوع و رغبت و بطيب خاطر خود مىپردازند ، بدون اينكه احساس كمترين ناراحتى بكنند ، بخلاف دسته دوم كه نمىدهند مگر به قدر طاقتشان ، و يا ناراحتند از اينكه چرا همين قدر مىتوانند بدهند و بيشتر از آن نمىتوانند . آن گونه كه مفسرين گفته‌اند جمله * ( « الَّذِينَ يَلْمِزُونَ . . . » ) * يا كلامى است مستانف و تازه ، و يا وصفى است براى آنهايى كه جمله * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّه . . . » ) * ، يادشان كرده . و معناى آن اين است : كسانى كه بدگويى مىكنند از مؤمنين ثروتمندى كه داوطلبانه و بطيب خاطر صدقه مىدهند ، و هم از فقرايى كه مالى نزد خود نمىيابند براى صدقه مگر آن مقدارى را كه مايه ناراحتيشان است ، و خلاصه بدگويى مىكنند زكات دهندگان را ، هم

--> ( 1 ) سوره روم آيه 10