السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
472
تفسير الميزان ( فارسي )
است ( 78 ) . كسانى كه به مؤمنان راغب به خير كه بيش از استطاعت خويش نمىيابند ، در كار صدقه دادن عيب مىگيرند و تمسخرشان مىكنند خدا تمسخرشان را تلافى مىكند و ايشان را است عذابى دردناك ( 79 ) . براى ايشان آمرزش بخواهى و يا نخواهى ( برابر است ) ، خداوند هرگز ايشان را نخواهد آمرزيد هر چند هفتاد بار برايشان آمرزش بخواهى ، و اين بدان جهت است كه ايشان به خدا و رسولش كفر ورزيدند و خداوند مردم فاسق و عصيانگر را هدايت نمىكند ( 80 ) . بيان آيات اين آيات طائفه ديگر از منافقين را يادآور مىشود كه از حكم صدقات تخلف ورزيده و از دادن زكات سرپيچيدند ، با اينكه قبلا مردمى تهى دست بودند و با خدا عهد كرده بودند كه اگر خداى تعالى به فضل خود بى نيازشان سازد حتما تصدق دهند و از صالحان باشند ، ولى بعد از آنكه خداى تعالى توانگرشان ساخت بخل ورزيده و از دادن زكات دريغ نمودند . و نيز طائفه ديگرى از منافقين را ياد مىكند كه توانگران با ايمان را زخم زبان زده ، ايشان را ملامت مىكردند كه چرا مال خود را مفت از دست مىدهند و زكات مىپردازند ، و تهى دستان را زخم زبان زده ، مسخره مىكردند ( كه خدا چه احتياج به اين صدقه ناچيز شما دارد ) و خداوند همه اين طوائف را منافق خوانده ، و بطور قطع حكم كرده كه ايشان را نيامرزد . * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ عاهَدَ اللَّه لَئِنْ آتانا مِنْ فَضْلِه لَنَصَّدَّقَنَّ وَلَنَكُونَنَّ مِنَ الصَّالِحِينَ ) * . . . * ( وَهُمْ مُعْرِضُونَ » ) * كلمه « ايتاء » به معناى مطلق دادن است ، و ليكن بيشتر اطلاق مىشود در دادن مال ، و از قرائن اين مطلب ، در خود آيه ، « لنصدقن » است كه معلوم است مقصود از آن تصدق دادن از مالى است كه خدا به ما داده . و همچنين قرينه ديگر آن در آيه بعدى است ، و آن مساله بخل است كه معنايش دريغ كردن از مال است . سياق اين آيات مىرساند كه گفتار در آن راجع به امرى است كه واقع شده ، روايات هم دلالت دارد بر اينكه اين آيات در باره داستان ثعلبه نازل شده ، كه - ان شاء اللَّه - شرح داستانش در بحث روايتى آينده خواهد آمد ، و معناى اين دو آيه روشن و بى نياز از توضيح است . * ( « فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَه . . . » ) * كلمه « اعقاب » به معناى ارث دادن و اثر گذاشتن است . در مجمع البيان گفته است : اين كلمه به معناى اثر گذاشتن و تاديه كردن و نظائر آن است ، و گاهى كلمه « أعقبه » در