السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
47
تفسير الميزان ( فارسي )
ملاقات مىكنيد ملاقات جنگى و يا در حالى كه مىرويد تا با ايشان بجنگيد پس از ايشان نگريزيد ، كه هر كس در چنين وقتى از ايشان بگريزد و از ميدان جنگ برگردد با غضب خدا بر گشته است ، و ماواى او جهنم است كه بد بازگشت گاهى است ، مگر اينكه فرارش به منظور به كار بردن حيله هاى جنگى و يا براى اين باشد كه بخواهد به اتفاق رفقايش بجنگد كه در اين دو صورت اشكال ندارد . * ( « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلكِنَّ اللَّه قَتَلَهُمْ وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللَّه رَمى . . . » ) * دقت در اين آيه شكى باقى نمىگذارد در اينكه آيه شريفه اشاره به جنگ بدر مىكند ، و جمله « ما رميت . . . » هم اشاره به آن مشت ريگى است كه رسول خدا ( ص ) به طرف مشركين پاشيد ، و منظور از « قتل » كشتار كفار بدست مسلمين در همان جنگ است ، و ذيل آيه كه مىفرمايد : * ( « وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْه بَلاءً حَسَناً » ) * دلالت دارد كه سياق آيه سياق منتگذارى است ، و خداى تعالى مىخواهد نصرت خود را بر مسلمين منت بگذارد ، و به همين جهت نيز عين آن عملى را كه رسول خدا ( ص ) نفى كرده براى وى اثبات نموده و مىفرمايد : « تو نپاشيدى وقتى كه پاشيدى » . از همه اين شواهد بدست مىآيد كه منظور از جمله * ( « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلكِنَّ اللَّه قَتَلَهُمْ وَما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلكِنَّ اللَّه رَمى » ) * اين است كه عادى بودن داستان بدر را نفى نموده و انكار فرمايد ، و بفرمايد : كه خيال نكنيد استيصال كفار و غلبه شما بر ايشان امرى عادى و طبيعى بود ، چگونه ممكن است چنين باشد و حال آنكه عادتا و طبيعتا مردمى اندك و انگشت شمار و فاقد تجهيزات جنگى با يك يا دو راس اسب ، و عدد مختصرى زره و شمشير نمىتوانند لشكرى مجهز به اسبان و اسلحه و مردان جنگى و آذوقه را تار و مار سازند چون عدد ايشان چند برابر است و نيروى ايشان قابل مقايسه با نيروى اين عده نيست ، وسائل غلبه و پيروزى همه با آنها است ، پس قهرا آنها بايد پيروز شوند . پس اين خداى سبحان بود كه بوسيله ملائكه اى كه نازل فرمود مؤمنين را استوار و كفار را مرعوب كرد ، و با آن سنگريزه ها كه رسول خدا ( ص ) به سمتشان پاشيد فراريشان داد ، و مؤمنين را بر كشتن و اسير گرفتن آنان تمكن داده و بدين وسيله كيد ايشان را خنثى و سر و صدايشان را خفه كرد . پس جا دارد اين كشتن و بستن و اين سنگريزه پاشيدن و فرارى دادن همه به خداى سبحان نسبت داده شود نه به مؤمنين . پس اينكه در آيه همه اينها را از مؤمنين نفى نموده از باب ادعاى به عنايت است با