السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
48
تفسير الميزان ( فارسي )
اسناد دادن اطراف داستان به سبب الهى و غير عادى ، و اين با استنادش به اسباب ظاهرى و عوامل طبيعى معهوده و اينكه مؤمنين كشته و رسول خدا ( ص ) سنگريزه ها را پاشيده باشد هيچ منافاتى ندارد . و در جمله * ( « وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْه بَلاءً حَسَناً » ) * از ظاهرش برمىآيد كه ضمير « منه » به خداى تعالى برمىگردد ، و اين جمله غايت و نتيجه حاصله از اين واقعه را بيان مىكند ، و نيز بر مىآيد كه جمله مزبور معطوف باشد به يك مقدرى محذوف كه اگر ظاهرش كنيم چنين مىشود : « انما فعل ذلك لمصالح عظيمة و ليبلى المؤمنين - اگر خداوند ايشان را كشت و سنگريزه به سويشان پاشيد براى مصالحى بود كه در نظر داشت ، و براى اين بود كه مؤمنين را بنحو شايسته اى امتحان كند ( اگر بلاء را به معناى امتحان بگيريم ) و يا به مؤمنين نعمت شايسته اى ارزانى بدارد كه عبارت است از نابودى دشمنان و اعلاء كلمه توحيد به دست ايشان و بى نياز شدن آنان از راه به دست آوردن غنيمت » . و جمله * ( « إِنَّ اللَّه سَمِيعٌ عَلِيمٌ » ) * تعليل جمله * ( « وَلِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ » ) * است ، و معنايش اين است كه اگر خداى تعالى ايشان را نعمت مىدهد براى اين است كه او نسبت به استغاثه آنان شنوا و به حالشان دانا است ، و لذا در پاسخ استغاثه شان نعمت خوبى ارزانيشان مىدارد . و اما تفريعى كه در صدر آيه در جمله * ( « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ - ) * پس شما ايشان را نكشتيد » مىباشد متعلق است به مضمون آيات قبلى كه مىفرمود : « إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ . . . » ، چون اين آيات منتهايى را كه خدا بر ايشان نهاده بود برمىشمرد و مىفرمود : خداوند ملائكه را به كمك ايشان فرستاد ، و خواب را بر ايشان مسلط كرد ، و باران را بر ايشان نازل كرد ، و به ملائكه وحى فرستاد تا ايشان را تاييد نموده قدمهايشان را استوار گرداند ، و در مقابل دلهاى دشمنانشان را پر از رعب و وحشت كند . بعد از اين بيانات به عنوان تفريع و نتيجه گيرى مىفرمايد : « پس شما ايشان را نكشتيد و ليكن خدا كشت و تو اى پيغمبر ريگها را نپاشيدى بلكه خدا پاشيد » . و بنا بر اين ، جمله * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمُ ) * . . . * ( وَبِئْسَ الْمَصِيرُ » ) * جمله معترضه اى است كه مربوط است به دو آيه قبل يعنى به جمله « فَاضْرِبُوا فَوْقَ الأَعْناقِ وَاضْرِبُوا مِنْهُمْ كُلَّ بَنانٍ » و يا به معنايى كه از فحواى جملات استفاده مىشود ، و تفريع مورد بحث يعنى جمله * ( « فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ » ) * بحسب نظم مربوط است بما قبل جمله « فَاضْرِبُوا . . . » ، و بسا در نظم آيات دو وجه ديگر گفته شود : يكى اينكه خداى سبحان وقتى در آيه قبلى مسلمين را امر به قتال كرد دنبال همان آيه