السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

410

تفسير الميزان ( فارسي )

تازه اين خسارت و گرفتارى دنيايى ايشان است و در آخرت نيز جهنم بر كافران احاطه خواهد كرد ، همانطورى كه در دنيا فتنه به آنان احاطه داشت . پس اينكه فرمود : * ( « أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا » ) * با جمله * ( « وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ » ) * تقريبا معناى واحدى را مىرسانند ، و آن اين است كه اين مردم منافق هم در دنيا و هم در آخرت در فتنه و هلاكت ابدى قرار دارند . ممكن هم هست از جمله * ( « وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ » ) * استفاده كرد كه جهنم فعلا نيز محيط به كفار است ، نه در آينده ، آيات داله بر تجسم اعمال هم اين معنا را مىرساند . * ( « إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ » ) * منظور از « حسنة » و « مصيبة » به قرينه سياق ، آثار نيك و خسارتهايى است كه جنگ ببار مىآورد ، از قبيل فتح و فيروزى ، غنيمتهاى مالى و اسيران از يك طرف ، و كشته شدن و زخم برداشتن و شكست از طرف ديگر . جمله * ( « يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ » ) * كنايه است از اينكه ما قبلا خود را از اين گرفتاريها بر حذر داشتيم ، تعبير به « أخذ » به اين عنايت است كه گويا اختيار امرشان نخست از دستشان بيرون بوده و بعدا آن را بدست گرفته و بر آن مسلط شده‌اند ، و از دست نداده و نگذاشته‌اند كه فاسد و تباه گردد . و بنا بر اين ، معناى آيه اين مىشود كه : اين منافقين بدخواه تواند ، اگر غنيمت بدست آورى و پيروز شوى ناراحت مىشوند ، و اگر كشته و يا زخمى شوى و يا هر مصيبت ديگرى ببينى مىگويند ما قبلا خود را از اين گرفتاريها بر حذر داشتيم ، و آن گاه با خوشحالى از تو روى مىگردانند . خداى تعالى از اين گفتار اينها در دو آيه * ( « قُلْ لَنْ يُصِيبَنا . . . » ) * و آيه * ( « قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا . . . » ) * دو جواب به ايشان داده است . * ( « قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّه لَنا هُوَ مَوْلانا وَعَلَى اللَّه فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ » ) * حاصل اين جواب اين است كه : ولايت و اختيار امور ما تنها و تنها بدست خداست - اين انحصار از جمله * ( « هُوَ مَوْلانا » ) * استفاده مىشود - و اختيار ما نه بدست خود ما است و نه بدست هيچ يك از اين اسباب ظاهرى ، بلكه حقيقت ولايت تنها از آن خداست و خداى تعالى سرنوشتى حتمى از خير و شر براى همه تعيين نموده ، و با اينكه مىدانيم قبل از ما سرنوشتمان معلوم و معين شده چرا اوامر او را امتثال ننموده در احياء امر او و جهاد در راه او سعى نكنيم . خداى تعالى هم مشيت خود را اجراء مىكند و ما را پيروزى و يا شكست مىدهد و اين به عالم ما مربوط نيست ، زيرا وظيفه بنده ، بندگى و ترك تدبير و امتثال امر است ، كه خلاصه ، همه