السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
409
تفسير الميزان ( فارسي )
داناى شايسته كار است ( 60 ) . برخى از آنان كسانى هستند كه پيغمبر را آزار كنند و گويند او دهن بين است ، بگو براى شما دهن بين خوبى است به خدا ايمان دارد و مؤمنان را تصديق مىكند ، و براى با ايمانان شما رحمتى است و كسانى كه پيغمبر را اذيت كنند عذابى دردناك دارند ( 61 ) . براى شما به خدا قسم مىخورند تا شما را ( از خويش ) راضى كنند ( و شما فريبشان را نخوريد زيرا ) اگر ايمان داشتند بهتر و سزاوارتر اين بود كه خدا و پيغمبر او را راضى كنند ( 62 ) . مگر نمىدانند كه هر كس با خدا و پيغمبرش مخالفت كند سزاى او جهنم است كه جاودانه در آن باشد ، و اين رسوايى بزرگ است ( 63 ) . بيان آيات اين آيات ، گفتارى در باره منافقين مىباشد و نيز بيان حال آنان را كه در آيات قبلى بود دنبال نموده ، پاره اى از حركات و حرفهاى آنان را نقل نموده ، مطالبى خاطرنشان مىسازد كه از خبث اوصاف باطنى و فساد اعتقادات آنان - كه بر اساس ضلالت استوار گشته - پرده بر مىدارد . * ( « وَمِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَلا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا . . . » ) * كلمه « فتنه » در اينجا بطورى كه از سياق برمىآيد به يكى از دو معنا است : يا به معناى القاء به ورطه اى كه آدمى را مغرور نموده و فريب مىدهد و يا به معناى معروف آن كه همان فتنه و بلا و گرفتارى عمومى است مىباشد . و اگر معناى اول مقصود باشد ، معناى آيه اين خواهد بود كه : به من اجازه بده به جنگ نيايم ، و مرا با بردن در صحنه جهاد به فتنه مينداز و با برشمردن غنيمتهاى نفيس جنگى اشتهاى نفسانى مرا تحريك مكن و مرا فريب مده . و اگر معناى دوم مقصود باشد معنايش اين مىشود كه : اجازه بده من حركت نكنم و مرا به ناملايماتى كه مىدانم در اين جنگ هست مبتلا مساز . خداى تعالى از اين پيشنهادشان جواب داده و فرموده : « اينها با همين عملشان در فتنه افتادند » ، يعنى اينها به خيال خودشان از فتنه احتمالى احتراز مىجويند در حالى كه سخت در اشتباهند ، و غافلند از اينكه كفر و نفاق و سوء سريره اى كه دارند و اين پيشنهادشان از آن حكايت مىكند فتنه است ، غافلند از اينكه شيطان آنان را در فتنه افكنده و فريب داده و دچار هلاكت كفر و ضلالت و نفاق ساخته است .