السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

363

تفسير الميزان ( فارسي )

( ص ) سؤال شده است . و همچنين نظير آن آيه « لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّه وَلَا الشَّهْرَ الْحَرامَ » « 1 » و آيه « جَعَلَ اللَّه الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرامَ قِياماً لِلنَّاسِ وَالشَّهْرَ الْحَرامَ وَالْهَدْيَ وَالْقَلائِدَ » « 2 » مىباشد . و همچنين مصداق و اثر روشن حرام بودن بيت و يا حرم ، همان ايمنى از قتل است ، چنان كه فرموده : « وَمَنْ دَخَلَه كانَ آمِناً » « 3 » و نيز فرموده : « أوَ لَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَماً آمِناً » « 4 » . همه اين سخنان براى استشهاد بر اين بود كه كلمه نسىء كه در آيه مورد بحث آمده ظهور در تاخير حرمت براى مقاتله دارد ، يعنى عربها اگر حرمت يكى از ماه‌هاى حرام را تاخير مىانداخته‌اند فقط منظورشان اين بوده كه دستشان در قتال با يكديگر باز باشد ، نه اينكه حج و زيارت خانه را كه مخصوص به بعضى از آن ماهها است به ماه ديگرى بيندازند . و همه اينها اين معنا را كه ديگران هم گفته‌اند تاييد مىكند كه عرب معتقد به حرمت اين چهار ماه بوده ، و با اينكه مشرك بودند از ملت و شريعت ابراهيم اين سنت را به ارث برده بودند ، ليكن چون كار دائمى آنان قتل و غارت بوده و بسيارى از اوقات نمىتوانستند سه ماه پشت سر هم دست از جنگ بكشند ، لذا بر آن شدند كه در مواقع ضرورت ، حرمت يكى از آن ماهها را به ماه ديگرى بدهند و آزادانه به قتل و غارت بپردازند ، و معمولا حرمت محرم را به صفر مىدادند و در محرم به قتل و غارت پرداخته در صفر آن را ترك مىكردند ، و گاهى اين معاوضه را تا چند سال ادامه داده ، آن گاه دوباره محرم را حرام مىكردند ، و اين كار ( يعنى تغيير حرمت محرم به صفر ) را جز در ذى الحجة انجام نمىدادند . پس اينكه بعضى « 5 » گفته‌اند نسىء اين بوده كه زيارت حج را از ماهى به ماهى ديگر مىانداخته‌اند صحيح نيست ، زيرا به هيچ وجه بر لفظ آيه شريفه انطباق ندارد ، و تفصيل اين مطلب به زودى در بحث روايتى آينده - ان شاء اللَّه - خواهد آمد ، لذا در اينجا به اصل كلام برگشته مىگوئيم : پس اينكه فرموده : * ( « إِنَّمَا النَّسِيءُ زِيادَةٌ فِي الْكُفْرِ » ) * معنايش اين است كه تاخير حرمتى كه خداوند براى چهار ماه حرام تشريع كرده و دادن حرمت يكى از آنها به ماه غير حرام ، خود

--> ( 1 ) سوره مائده آيه 3 ( 2 ) سوره مائده آيه 97 ( 3 ) سوره آل عمران آيه 97 ( 4 ) آيا حرم امنى را در اختيارشان قرار نداديم ؟ سوره قصص آيه 57 ( 5 ) تفسير المنار ج 10 ص 417