السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
36
تفسير الميزان ( فارسي )
خود را امتحان كنيد ، و آن شرطى را كه كرده رعايت كنيد ببينيد رحمت و مغفرتى كه در برابر آن شرط به شما وعده داده آيا عملى مىكند يا نه ( و مطمئن بدانيد كه اگر به شرطش وفا كنيد او نيز به وعده اش وفا مىكند ) چون وعده او حق و قول او صدق است ، هم چنان كه عقابش هم شديد است . مردم ! جز اين نيست كه قوام من و شما به خداى حى قيوم است ، و اينك ما بسوى او پناه برده و به او تكيه مىكنيم ، و از او مىخواهيم كه ما را از آلودگى حفظ كند ، و بر او توكل جسته بازگشت ما به سوى او است ، و خداوند مرا و مسلمين را بيامرزد « 1 » . و در مجمع البيان مىگويد : جماعتى از مفسرين مانند ابن عباس و غير او گفتهاند : جبرئيل در روز بدر به رسول خدا عرض كرد ، مشتى خاك بگير و به طرف دشمن بپاش ، رسول خدا ( ص ) وقتى دو لشكر روبرو شدند به على ( ع ) فرمود : يك مشت سنگريزه از اين وادى به من بده ، على ( ع ) از بيابان مشتى ريگ خاكآلود برداشته به آن جناب داد ، حضرت آن را به طرف مشركين پاشيد و گفت : « شاهت الوجوه - زشت باد اين روىها » و هيچ مشركى نماند مگر اينكه از آن مشت خاك ذرهاى به حلق ، بينى و چشمش فرو رفت و مؤمنين حمله آورده و از ايشان كشتند و اسير كردند ، و همين مشت خاك سبب هزيمت لشكر كفار شد « 2 » . و در امالى به سند خود از ابن عباس روايت كرده كه گفت : رسول خدا ( ص ) بعد از خاتمه جنگ بدر بر سر كشته هاى كفار رفت و به ايشان فرمود : خداوند به شما جمعيت جزاى شر مىدهد ، شما مرا تكذيب كرديد در حالى كه راستگو بودم ، و خيانتم كرديد در حالى كه امين بودم ، آن گاه متوجه كشته ابى جهل بن هشام شد ، و فرمود : اين مرد در برابر خدا ياغىتر از فرعون بود ، چون فرعون وقتى يقين كرد كه غرق خواهد شد به وحدانيت خدا اقرار كرد ، اما اين مرد با اينكه يقين كرد كه هم اكنون كشته مىشود مع ذلك متوسل به لات و عزى شد « 3 » . و در كتاب مغازى واقدى است كه : رسول خدا ( ص ) در روز بدر دستور دادند تا لشكريان چاهى حفر كرده و كشتگان را در آن ريختند الا امية بن خلف را كه چون مرد
--> ( 1 ) المغازى ج 1 ص 52 - 59 ( 2 ) مجمع البيان ج 4 ص 525 ط تهران ( 3 ) امالى طوسى ج 1 ص 317