السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
34
تفسير الميزان ( فارسي )
و در روايت ديگرى آمده كه حمزه با عتبه و عبيده با شيبه و على با وليد روبرو شدند ، حمزه عتبه را كشت و عبيده شيبه را و على ( ع ) وليد را ، و از آن سو شيبه پاى عبيده را قطع كرد ، على ( ع ) و حمزه او را دريافته و نزد رسول خدا ( ص ) آوردند عبيده در حضور آن حضرت اشك ريخت و پرسيد يا رسول اللَّه آيا من شهيد نيستم ؟ فرمود : چرا تو اولين شهيد از خاندان منى . ابو جهل چون اين بديد رو به قريش كرد و گفت : در جنگ عجله نكنيد و مانند فرزندان ربيعه غرور به خرج ندهيد ، و بر شما باد كه به اهل مدينه بپردازيد و ايشان را از دم شمشير بگذرانيد ، و اما قريش را تا مىتوانيد دستگير كنيد تا ايشان را زنده به مكه برده ضلالت و گمراهىشان را به مردم بنمايانيم . در اين موقع ابليس به صورت سراقة بن مالك بن جشعم درآمد و به لشكر قريش گفت : من صاحب جوار شمايم ( و به همين خاطر مىخواهم امروز شما را مدد كنم ) اينك پرچم خود را به من دهيد تا برگيرم ، قريش رايت جناح چپ لشكر خود را كه در دست بنى عبد اللَّه بود به او سپردند . رسول خدا ( ص ) وقتى ابليس را ديد به اصحاب خود گفت : چشمهايتان را ببنديد ، و دندانها را رويهم بگذاريد ( كنايه از اينكه اعصاب خود را كنترل كنيد و استوار باشيد ) آن گاه دستهايش را به آسمان بلند كرده و عرض كرد : بارالها ! اگر اين گروه كشته شوند ديگر كسى نيست كه تو را بپرستد ، در همين موقع بود كه حالت غشوه ( حالت وحى ) به آن جناب دست داد و پس از اينكه به خود آمد و در حالى كه عرق از صورت نازنينش مىريخت فرمود : اينك جبرئيل است كه هزار فرشته منظم شده را به كمك شما آورده است « 1 » . و در كتاب امالى به سند خود از حضرت رضا از پدران بزرگوارش ( ع ) روايت كرده كه فرمودند : رسول خدا در ماه رمضان به سوى بدر مسافرت كرد ، و فتح مكه هم در اين ماه اتفاق افتاد « 2 » . مؤلف : تذكره نويسان و مورخين هم همه بر اين قولند ، يعقوبى در تاريخ خود مىگويد : واقعه بدر در روز جمعه هفدهم رمضان اتفاق افتاد ، و در هجدهمين ماهى بود كه رسول خدا ( ص ) به مدينه تشريف آورده بود « 3 » .
--> ( 1 ) مجمع البيان ج 4 ص 523 و 527 ( 2 ) امالى طوسى ج 1 ص 352 ( 3 ) تاريخ يعقوبى ج 2 ص 45