السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

318

تفسير الميزان ( فارسي )

نساء و سور ديگر بر شمرده حلال دانسته‌اند ، و نصارى خوردن مسكرات و گوشت خوك را حلال دانسته‌اند ، و حال آنكه حرمت آن دو در دين موسى ( ع ) و عيسى ( ع ) و خاتم انبياء ( ص ) مسلم است . و نيز مال مردم خورى را حلال مىدانند ، هم چنان كه قرآن در آيه بعد از آيه مورد بحث آن را به ملايان اين دو ملت نسبت داده و مىفرمايد : * ( « إِنَّ كَثِيراً مِنَ الأَحْبارِ وَالرُّهْبانِ لَيَأْكُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ » ) * . « 1 » و منظور از « رسول » در جمله * ( « ما حَرَّمَ اللَّه وَرَسُولُه » ) * يا رسول خود ايشان است كه معتقد به نبوتش هستند ، مثل موسى ( ع ) نسبت به ملت يهود ، و عيسى ( ع ) نسبت به ملت نصارى ، كه در اين صورت معناى آيه اين مىشود : « هيچ يك از اين دو ملت حرام نمىدانند آنچه را كه پيغمبر خودشان حرام كرده » و معلوم است كه مىخواهد نهايت درجه بى حيائى و تجرى ايشان را نسبت به پروردگارشان اثبات كند ، و بفرمايد با اينكه به حقانيت پيغمبر خودشان اعتراف دارند ، معذلك دستورات الهى را با اينكه مىدانند دستورات الهى است بازيچه قرار داده و به آن بى اعتنايى مىكنند . و يا منظور از آن ، پيغمبر اسلام است ، و معنايش اين است كه « اهل كتاب با اينكه نشانهاى نبوت خاتم انبياء را در كتب خود مىخوانند ؟ و امارات آن را در وجود آن جناب مشاهده مىكنند ، و مىبينند كه او پليديها را بر ايشان حرام مىكند و طيبات را براى آنان حلال مىسازد ، و غل و زنجيرهايى كه ايشان از عقايد خرافى بدست و پاى خود بسته‌اند مىشكند ، و آزادشان مىسازد معذلك زير بار نمىروند و محرمات او را حلال مىشمارند » . و بنا بر اين احتمال ، غرض از توصيف آنها به عدم تحريم آنچه كه خدا و رسولش حرام كرده‌اند سرزنش ايشان است ، و نيز تحريك و تهييج مؤمنين است بر قتال با آنها به علت عدم اعتنا به آنچه كه خدا و رسولش حرام كرده‌اند و نيز به علت گستاخى در انجام محرمات و هتك حرمت آنها . و چه بسا يك نكته احتمال دوم را تاييد كند ، و آن اين است كه اگر منظور از رسول در جمله « و رسوله » رسول هر امتى نسبت به آن امت باشد - مثلا موسى نسبت به يهود و عيسى نسبت به نصارى رسول باشند - حق كلام اين بود كه بفرمايد : * ( « وَلا يُحَرِّمُونَ ما حَرَّمَ اللَّه وَرَسُولُه » ) * و رسول را به صيغه جمع بياورد ، چون سبك قرآن هم همين اقتضاء را دارد ، قرآن در نظائر اين مورد عنايت دارد كه كثرت انبياء را به رخ مردم بكشد ، مثلا در باره بيم ايشان مىفرمايد :

--> ( 1 ) سوره توبه ، آيه 34