السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

293

تفسير الميزان ( فارسي )

نديدند ، چون حمله آنها دسته جمعى و مثل حمله يك تن واحد بود ، و اين خود يك امر طبيعى است كه وقتى انسان به خطرى ناگهانى و دفعى برمىخورد و مهلتى براى دفاع نمىبيند ناچار مىشود جا خالى كند ، شاهد اين معنا نازل شدن سكينت بر رسول خدا و همه مسلمين است . پس ، معلوم مىشود كه همه مضطرب شدند حتى رسول خدا ( ص ) ، چيزى كه هست اضطراب رسول خدا ( ص ) بخاطر پيش آمدى بود كه واقع شد ، ولى اضطراب مسلمين براى اين بود كه حمله ناگهانى دشمن آن هم بطور دسته جمعى مهلتى نداد تا خودشان را جمع و جور كنند . باز از شواهد اين معنا اين است كه به مجرد اينكه صداى رسول خدا ( ص ) و عباس بن عبد المطلب را شنيدند بلا درنگ برگشته و به كمك سكينتى كه خدا نازل كرد دشمن را فرارى دادند . مفسر نامبرده سپس آيات راجع به صفات اصحاب پيغمبر را از قبيل آيه بيعت رضوان و آيه « مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّه وَالَّذِينَ مَعَه أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ . . . » و آيه « إِنَّ اللَّه اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ . . . » ، و همچنين رواياتى كه در مدح ايشان وارد شده نقل كرده است « 1 » . ولى بايد دانست كه وى ميان بحث تفسيرى كه كارش بدست آوردن مدلول آيات كريمه قرآن است با بحث كلامى كه هدفى جز اثبات گفته متكلم در باره مسلكى و مذهبى نداشته و بهر دليلى كه ممكن باشد از عقل و كتاب و سنت و اجماع و يا دليلى مختلط از اينها تمسك مىجويد ، خلط كرده است ، و بحث تفسيرى اجازه استدلال به غير قرآن را نمىدهد ، و مفسر نبايد نظريه اى از نظريات علمى را بر قرآن كه خداوند آن را تبيان قرار داده تحميل كند . اما اينكه گفت : « لشكريان اسلام از ترس فرار نكردند ، و نخواستند از يارى رسول خدا ( ص ) شانه خالى كنند ، بلكه جا خالى كردنى بيش نبوده ، آن هم براى اين بود كه دشمن نابهنگام حمله ور شد ، لذا ناچار شدند نخست فرار كنند ، و بعد برگشته و به دشمن حمله كردند » جواب جمله * ( « ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ » ) * را نمىدهد ، اين جمله مىفرمايد « شما پشت به دشمن فرار كرديد » و اين عمل ايشان مشمول قانون كلى آيه حرمت فرار از زحف است كه مىفرمايد : « فَلا تُوَلُّوهُمُ الأَدْبارَ وَمَنْ يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَه . . . فَقَدْ باءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّه . . . » « 2 » .

--> ( 1 ) تفسير المنار ج 10 ص 262 ( 2 ) سوره انفال آيه 16