السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
260
تفسير الميزان ( فارسي )
اساس گفتارشان بر اين است كه افعال آدميان معلول از مجموع حوادثى است كه دوشادوش افعال رخ مىدهد و باعث حدوث افعال مىشود ، و معناى عليت حوادث جز به اين نيست كه بگوئيم انسان در كارهايش مجبور است . و اين آقايان غفلت كردند از اينكه آن عامل و فاعلى كه نسبت معلول به سوى آن ، نسبت جبر و ايجاب است عاملى است كه عليتش تامه باشد ، و علت تامه مجموع حوادثى است كه متقدم بر معلول واقع شود ، و معلول در وجودش به غير آنها و به چيز ديگرى توقف نداشته باشد و بعد از وقوع آن حوادث چاره اى جز موجود شدن نداشته باشد در اين صورت است كه وجودش واجب مىشود و اما بعضى از حوادث كه جزئى از اجزاى علت تامه است ، نسبت معلول به آن ، نسبت امكان است نه وجوب ، براى اينكه موجود شدنش موقوف به بقيه حوادث نيز هست ، پس با وجود بعضى از اجزاى علت همه اجزاى معلول موجود نگشته و در نتيجه واجب الوجود نمىشود . مثلا افعال انسان در وجود يافتنش موقوف است بر وجود خود انسان و اراده اش و هزاران شرائط ديگر از ماده و زمان و مكان ، و اگر نسبت افعال را با همه اين شرائط بسنجيم البته نسبت حاصله ، وجوب و ضرورت خواهد بود ، و ليكن اگر نسبت به خود انسان چه تنهايى و يا انسان داراى اراده بسنجيم مىبينيم انسان داراى اراده نسبت به آن افعال جزء علت است نه علت تامه و در نتيجه نسبت حاصله ، امكان خواهد بود نه وجوب ، به همين دليل افعال ارادى انسان براى انسان اختيارى است ، به اين معنا كه هم مىتواند آنها را انجام دهد و هم مىتواند انجام ندهد ، و در نتيجه همه در اختيار و اراده اوست ، اگر فعلى را انجام ندهد به اختيار خود انجام نداده و فعل ديگرى را اختيار كرده و اگر انجام دهد باز هم به اختيار و اراده خود انجام داده است ، و ليكن اگر انجام داد در آن صورت مىفهميم تمامى شرائط حاصل و علت وجود فعل تمام بوده و فعل واجب شده است ، چون هيچ موجودى در خارج تحقق پيدا نمىكند مگر اينكه واجب الوجود است ، ( پس هر فعلى قبل از وجودش ممكن الوجود ، و در اختيار انسان است و بعد از وجودش واجب الوجود مىشود ) . بنا بر اين معلوم شد كه ماديون در كلمات خود ميان اين دو نسبت يعنى نسبت امكان و نسبت وجوب ، خلط كرده و نسبت وجوب را كه نسبت فعل به مجموع اجزاى علت تامه است به جاى نسبت امكان ، كه نسبت فعل به بعضى از اجزاى علت تامه اش مىباشد و به عنايتى در انسان به نام اختيار ناميده مىشود به كار بردهاند ( اين بود خلاصه كلام جبرى مذهبان و پاسخهاى آن ) . و اما گفتار معتزله ، معتزله گفته بودند : اگر جايز باشد بگوئيم فاعل فعل مؤمنان ،