السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
197
تفسير الميزان ( فارسي )
حكم به معناى سياست و ولايت و قطع خصومت را به آن حضرت نسبت نمىدهد . بنا بر اين ، منظور از آيه اين است كه : خداوند قضا رانده به اينكه از مشركين كه شما با آنان معاهده بستهايد امان برداشته شود ، و اين برداشته شدن امان جزافى و عهدشكنى بدون دليل نيست ، چون خداوند بعد از چند آيه مجوز آن را بيان نموده و مىفرمايد كه : هيچ وثوقى به عهد مشركين نيست ، چون اكثرشان فاسق گشته و مراعات حرمت عهد را نكرده و آن را شكستند ، به همين جهت خداوند مقابله به مثل يعنى لغو كردن عهد را براى مسلمين نيز تجويز كرده و فرموده : « وَإِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّه لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ » « 1 » و ليكن با اينكه دشمن عهدشكنى كرده خداوند راضى نشد كه مسلمانان بدون اعلام لغويت عهد آنان را بشكنند ، بلكه دستور داده نقض خود را به ايشان اعلام كنند تا ايشان بخاطر بى اطلاعى از آن بدام نيفتند . آرى ، خداى تعالى با اين دستور خود مسلمانان را حتى از اين مقدار خيانت هم منع فرمود . و اگر آيه مورد بحث مىخواست شكستن عهد را حتى در صورتى كه مجوزى از ناحيه كفار نباشد تجويز كند مىبايستى ميان كفار عهدشكن و كفار وفادار به عهد فرقى نباشد ، و حال آنكه در دو آيه بعد كفار وفادار به عهد را استثناء كرده و فرموده : « مگر آن مشركينى كه شما با ايشان عهد بستهايد و ايشان عهد شما را به هيچ وجه نشكسته باشند ، و احدى را عليه شما پشتيبانى نكرده باشند ، چنين كسان را عهدشان را تا سر رسيد مدت به پايان ببريد كه خدا پرهيزكاران را دوست مىدارد » . و نيز راضى نشد به اينكه مسلمانان بدون مهلت عهد كفار عهدشكن را بشكنند ، بلكه دستور داد كه تا مدتى معين ايشان را مهلت دهند تا در كار خود فكر كنند و فردا نگويند شما ما را ناگهان غافلگير كرديد . بنا بر اين ، خلاصه مفاد آيه اين مىشود كه : عهد مشركينى كه با مسلمانان عهد بسته و اكثر آنان آن عهد را شكستند و براى ما بقى هم وثوق و اطمينانى باقى نگذاشتند لغو و باطل است چون نسبت به بقيه افراد هم اعتمادى نيست ، و مسلمانان از شر و نيرنگهايشان ايمن نيستند .
--> ( 1 ) و هر گاه از مردمى ترسيدى كه ( در پيماندارى ) خيانت كنند تو نيز مانند ايشان عهدنامه شان را نزدشان پرتاب كن . سوره انفال آيه 58