السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

180

تفسير الميزان ( فارسي )

بودند اسيران را نكشد ، و در عوض از ايشان بهاء دريافت بدارد ، هم چنان كه در آيه اول سوره از آن حضرت از انفال پرسيده و يا درخواست كرده بودند كه انفال را به ايشان بدهد ، و با اين حال چطور تصور مىشود مسلمانان از آن حضرت انفال بخواهند و در عين حال درخواست گرفتن بهاء نكنند ، با اينكه بطورى كه از روايات برمىآيد بهاى اسيران بالغ بر دويست و هشتاد هزار درهم مىشد . بنا بر اين شواهد ، يقينا مسلمانان از آن حضرت درخواست كرده‌اند كه غنيمت جنگى را به ايشان بدهد و اسيران را هم در مقابل گرفتن بهاء آزاد سازد ، و خداوند نخست ايشان را در اصل گرفتن اسير عتاب و ملامت نمود و در آخر آنچه را كه بدان منظور اسير گرفتند كه همان فديه باشد براى ايشان مباح گردانيد ، نه اينكه رسول خدا ( ص ) در مباح شمردن فديه با آنان شركت كرده باشد ، و يا در كشتن اسير و آزاد كردن و فديه گرفتن با مسلمين مشورت كرده باشد ، تا در نتيجه آن جناب نيز مورد عتاب واقع شده باشد . از جمله شواهدى كه در الفاظ آيه است و دلالت دارد بر اينكه رسول خدا ( ص ) مورد اين عتاب نيست ، اين است كه عتاب در آيه مربوط به گرفتن اسير است ، و هيچ اشاره اى به اين معنا ندارد كه رسول خدا ( ص ) با مسلمين مشورت كرده و يا در گرفتن اسير راضى بوده ، و در هيچ روايتى هم نيامده كه آن حضرت قبل از جنگ سفارش كرده باشد به اينكه اسير بگيرند ، و يا دلالت داشته باشد بر اينكه آن حضرت به اين امر راضى بوده ، بلكه گرفتن اسير خود يكى از قواعد جنگى مهاجرين و انصار بوده ، كه وقتى بر دشمن ظفر مىيافتند از ايشان اسير گرفته و اسيران را برده خود مىكردند و يا فديه گرفته و آزادشان مىساختند ، حتى در تاريخ آمده كه مهاجر و انصار خيلى سعى داشتند در اينكه اسير بيشترى به چنگ آورند ، حتى اسير خود را مىگرفتند و محافظت مىكردند از اينكه مبادا يك مسلمان ديگرى به او آسيبى برساند و در نتيجه از قيمتش كاسته گردد ، جز على بن ابى طالب ( ع ) كه در اين جنگ بسيارى را كشت و هيچ اسير نگرفت . بنا بر اين ، معناى آيات مورد بحث اين مىشود كه : * ( « ما كانَ لِنَبِيٍّ » ) * در سنتى كه خداوند در ميان پيغمبرانش جارى كرده سابقه ندارد * ( « أَنْ يَكُونَ لَه أَسْرى » ) * كه پيغمبر اسيرى گرفته باشد ، و حق داشته باشد كه با گرفتن اسير مالى به دست آورد * ( « حَتَّى يُثْخِنَ » ) * مگر بعد از آنكه آئينش * ( « فِي الأَرْضِ » ) * در زمين پايگير شده باشد « تريدون » آرى شما گروه مسلمانان كه در واقعه بدر حاضر شده‌ايد - اگر خطاب بطور عموم آمده براى اين است كه اكثر شركت كنندگان در اين جنگ در پيشنهاد فديه گرفتن شركت داشته‌اند - منظورتان * ( « عَرَضَ الدُّنْيا » ) * متاع پشيز و ناپايدار