السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

124

تفسير الميزان ( فارسي )

* ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا وَاذْكُرُوا اللَّه كَثِيراً لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . . . » ) * راغب در مفردات مىگويد : « ثبات » - به فتح ثاء - ضد زوال است . « 1 » و بنا به گفته او در مورد آيه شريفه به معناى ضد فرار از دشمن است ، و اين كلمه بحسب معنايش اعم از كلمه صبرى است كه در جمله * ( « وَاصْبِرُوا إِنَّ اللَّه مَعَ الصَّابِرِينَ » ) * به آن امر فرموده ، چون صبر يك نحوه ثبات خاصى است ، و آن عبارت است از ثبات در مقابل مكروه هم به قلب ، بدين صورت كه دچار ضعف نگردد و جزع و فزع نكند ، و هم به بدن ، به اينكه كسالت و سهلانگارى ننموده ، و از جا در نرود ، و در مواردى كه عجله پسنديده نيست شتاب نكند . كلمه « ريح » بطورى كه گفته شده به معناى عزت و دولت است ، راغب نيز گفته است كه : كلمه « ريح » در آيه بطور استعاره به معناى غلبه است ، و وجه اين استعاره و تشبيه اين است كه باد به هر چه بوزد آن را به حركت درآورده و از جاى مىكند و با خود مىبرد ، غلبه بر دشمن هم همين خاصيت را دارد « 2 » . راغب در باره كلمه « بطر » گفته : اين كلمه به معناى غفلت و سبك مغزى است كه در اثر سوء استفاده از نعمت و قيام ننمودن به حق آن و مصرف كردن آن در غير مورد به آدمى دست مىدهد ، خداى تعالى در يك جا فرموده : * ( « بَطَراً وَرِئاءَ النَّاسِ » ) * و در جاى ديگر فرموده : « بَطِرَتْ مَعِيشَتَها » يعنى اهل ده در معيشتشان بطر به خرج دادند و در نتيجه از كار باز مانده و به رنج افتادند ، و بطر همان طرب است و طرب خفت و سبكيى است ناشى از فرح . و گاهى اين كلمه در شدت حزن و اندوه استعمال مىشود ، و كلمه « بيطرة » به معناى دامپزشكى است . « 3 » و كلمه « رئاء » به معناى اين است كه آدمى خود را به غير آنچه كه هست نشان دهد . جمله « فاثبتوا » امر مطلق ايستادگى در برابر دشمن و فرار نكردن است ، و بنا بر اين امر به صبر در جمله « و اصبروا » همانطورى كه در سابق اشاره كرديم تكرار آن امر نيست . ذكر خدا در جمله * ( « وَاذْكُرُوا اللَّه كَثِيراً » ) * به معناى ياد خدا در دل و در زبان است ، چون اين هر دو قسم ، ذكر است و معلوم است كه آن چيزى كه مقاصد آدمى را از يكديگر مشخص و جدا مىكند آن حالات درونى و قلبى انسان است ، حال چه اينكه لفظ هم با آن حالت مطابق باشد ، مثل كلمه « يا غنى » از فقيرى كه از فقر خود به خدا پناهنده مىشود ، و يا

--> ( 1 ) مفردات راغب ماده « ثبت » ( 2 ) مفردات راغب ماده « ريح » ( 3 ) مفردات راغب ماده « رأى »