السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
104
تفسير الميزان ( فارسي )
اين است كه از هر قبيله اى از قبائل و طوائف عرب يك نفر انتخاب شود ، حتى يك نفر هم از بنى هاشم ، و اين عده هر كدام يك كارد و يا آهن و يا شمشيرى برداشته و نابهنگام بر سرش ريخته همگى دفعتا بر او ضربه اى وارد آورند ، تا معلوم نشود به ضربه كداميك كشته شده ، و در نتيجه خونش در ميان قريش متفرق و گم شود ، و بنى هاشم نتوانند به خون خواهى او قيام كنند ، چون يك نفر از خود ايشان شريك بوده ، و اگر بناچار مطالبه خونبها كردند شما مىتوانيد سه برابر آن را هم بدهيد ، گفتند : آرى ، ده برابر مىدهيم ، آن گاه همگى رأى پير مرد نجدى را پسنديده و بر آن متفق شدند ، و از بنى هاشم ابو لهب عموى پيغمبر داوطلب شد . از طرفى جبرئيل به رسول اللَّه ( ص ) نازل شد و براى وى خبر آورد كه قريش در دار الندوة اجتماع نموده و عليه تو توطئه مىكنند ، خداوند اين آيه را نازل كرد : * ( « وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّه وَاللَّه خَيْرُ الْماكِرِينَ » ) * . آن شبى كه قريشيان مىخواستند آن حضرت را به قتل برسانند اجتماع كرده به مسجد الحرام درآمدند ، و شروع كردند به سوت زدن و كف زدن و دور خانه طواف كردن ، خداوند در اين باره آيه * ( « وَما كانَ صَلاتُهُمْ عِنْدَ الْبَيْتِ إِلَّا مُكاءً وَتَصْدِيَةً » ) * را نازل كرد ، كه منظور از « مكاء » سوت زدن و منظور از « تصدية » كف زدن است ، و اين آيه بدنبال آيه * ( « وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا » ) * نازل شده ، هر چند بعد از آيات بسيارى در قرآن نوشته شده است . وقتى خواستند بر آن حضرت درآمده و به قتلش برسانند ، ابو لهب گفت : من نمىگذارم شبانه به خانه او درآييد ، براى اينكه در خانه زن و بچه هست ، و ما ايمن نيستيم از اينكه دست خيانتكارى به آنان نرسد ، لذا او را تا صبح تحت نظر مىگيريم وقتى صبح شد وارد شده و كار خود را مىكنيم ، به همين منظور آن شب تا صبح اطراف خانه رسول خدا ( ص ) خوابيدند . از طرفى رسول خدا ( ص ) فرمود تا بسترش را بگستردند ، آن گاه به على بن ابى طالب ( ع ) فرمود : جانت را فداى من كن ، عرض كرد : چشم يا رسول اللَّه ، فرمود : در بستر من بخواب و پتوى مرا به سر بكش ، على ( ع ) در بستر پيغمبر ( ص ) خوابيد و پتوى آن حضرت را بر سر كشيد . آن گاه جبرئيل آمد و دست رسول خدا ( ص ) را گرفت و از منزل بيرون برد ، و از ميان قريشيان كه همه در خواب بودند عبور داد ، و اين در حالى بود كه رسول خدا ( ص ) آيه « وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ أَيْدِيهِمْ سَدًّا وَمِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا