السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

105

تفسير الميزان ( فارسي )

يُبْصِرُونَ » « 1 » را مىخواند . جبرئيل گفت : راه ثور را پيش گير ، و ثور كوهى است بر سر راه منى و از اين جهت ثور ( گاو ) ناميده‌اند كه كوهانى نظير كوهان گاو دارد ، و رسول خدا ( ص ) وارد غار ثور شده و در آنجا چه شد بماند . وقتى صبح شد قريش به درون خانه ريخته و يكسره به طرف بستر رفتند ، على ( ع ) از رختخواب پريد و در برابرشان ايستاد و گفت : چكار داريد ؟ گفتند : محمد كجا است ؟ گفت : مگر او را به من سپرده بوديد ؟ شما خودتان مىگفتيد : او را از شهر و ديار خود بيرون مىكنيم ، او هم ( قبل از اينكه شما بيرونش كنيد ) خودش بيرون رفت ، قريش رو به ابى لهب آورده و او را به باد كتك گرفته و گفتند : اين نقشه تو بود كه از سر شب ما را به آن فريب دادى . به ناچار راه كوه ها را پيش گرفته و هر يك به طرفى رهسپار شدند ، در ميان آنان مردى بود از قبيله خزاعه به نام « ابو كرز » كه جاى پاى اشخاص را خوب تشخيص مىداد ، قريشيان به او گفتند : امروز روزى است كه تو بايد هنرنمايى كنى ، ابو كرز به در خانه رسول خدا ( ص ) آمد و به قريشيان جاى پاى رسول خدا ( ص ) را نشان داد و گفت : به خدا سوگند اين جاى پا مانند جاى پايى است كه در مقام است - منظور جاى پاى ابراهيم ( ع ) است . مترجم - و چون آن شب ابو بكر به طرف منزل رسول خدا ( ص ) مىآمد و حضرت او را برگردانيد و با خود به غار برد ابو كرز گفت : اين جاى پا مسلما جاى پاى ابى بكر و يا جاى پاى پدر او است ، آن گاه گفت شخص ديگرى غير از ابى بكر نيز همراه او بوده ، و هم چنان جلو مىرفت و اثر پاى آن حضرت و همراهش را نشان مىداد تا به در غار رسيد . آن گاه گفت از اينجا رد نشده‌اند ، يا به آسمان رفته و يا به زمين فرو شده‌اند ، چون احتمال نمىداد وارد غار شده باشند ، زيرا خداوند عنكبوت را مامور كرد تا دهنه ورودى غار را با تار خود بپوشاند ، علاوه سواره اى از ملائكه در ميان قريشيان گفت : در غار كسى نيست ، لذا قريشيان در دره هاى اطراف پراكنده شدند ، و خداوند بدين وسيله ايشان را از فرستاده خود دفع كه ، آن گاه به رسول گرامى خود اجازه داد تا مهاجرت كند « 2 » .

--> ( 1 ) و قرار داديم در جلو رويشان و از پشت سرشان سدى پس پوشيديمشان و در نتيجه ايشان نمىبينند . سوره يس آيه 90 ( 2 ) تفسير قمى ج 1 از ص 272 تا ص 276