السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
10
تفسير الميزان ( فارسي )
غير ايشان اختصاص داده تا در آن تصرف نمايند . دقت در اين بيان اين معنا را هم روشن مىكند كه تعبير از « غنائم » به « انفال » كه جمع نفل و به معناى زيادى است ، اشاره است به علت حكم از طريق بيان موضوع اعم آن ، گويا : فرموده است : از تو مساله غنائم را مىپرسند كه عبارت است از زيادتى كه در ميان مردم كسى مالك آن نيست ، و چون چنين است در جوابشان حكم مطلق زيادات و انفال را بيان كن و بگو : همه انفال ( نه تنها غنائم ) از آن خدا و رسول او است و لازمه قهريش اين است كه غنيمت هم از آن خدا و رسول باشد . و چه بسا به همين بيان اين معنا تاييد شود كه « الف و لام » در لفظ « الانفال » اولى ، الف و لام عهد و در « الانفال » دومى براى جنس و يا براى استغراق بوده باشد ، و روشن شود سر اينكه چرا فرمود : * ( « قُلِ الأَنْفالُ » ) * و نفرمود : « قل هى للَّه و الرسول - بگو آن براى خدا و رسول است » . و نيز به اين بيان روشن مىشود كه جمله * ( « قُلِ الأَنْفالُ لِلَّه وَالرَّسُولِ » ) * يك حكم عمومى را متضمن است كه به عموم خود ، هم غنيمت را شامل مىشود ، و هم ساير اموال زيادى در جامعه را ، از قبيل سرزمينهاى تخليه شده و دهات متروكه و قله كوه ها و بستر رودخانه ها و خالصه جات پادشاهان و اموال اشخاص بى وارث ، و از همه اين انواع تنها غنيمت جنگى متعلق به جهاد كنندگان به دستور پيغمبر است ، و ما بقى در تحت ملكيت خدا و رسول او باقى است . اين آن معنايى است كه دقت در آيات كريمه فوق آن را افاده مىكند ، و ليكن مفسرين در باره آنها حرفهاى ديگرى زدهاند كه نقل آنها و اشكال و نقض در آنها فائده اى ندارد ، و خواننده خود مىتواند براى اطلاع از آن اقوال به تفاسير مطول مراجعه نمايد . * ( « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّه وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ . . . » ) * اين دو آيه و آيه بعدى آنها خصائص و امتيازات مردانى را كه به معناى حقيقى كلمه ، مؤمن هستند بيان نموده و اوصاف كريمه و ثواب جزيلشان را برمىشمارد تا بدين وسيله جمله سابق را كه فرموده بود : * ( « فَاتَّقُوا اللَّه وَأَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ » ) * تاكيد نمايد . و از ميان همه صفات ايشان ، پنج صفت را انتخاب نموده و در اين آيه ذكر كرده است و اين پنج صفت ، صفاتى هستند كه داشتن آن مستلزم داشتن تمامى صفات نيك و ملازم با دارا بودن حقيقت ايمان است ، صفاتى است كه اگر خود انسان در آنها تامل و دقت كند خواهد ديد كه داشتن آن ، نفس را براى تقوا و اصلاح ذات بين و اطاعت خدا و رسول آماده مىسازد . و آن صفات عبارت است از : 1 - ترسيدن و تكان خوردن دل در هنگام ذكر خدا ، 2 - زياد