السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
11
تفسير الميزان ( فارسي )
شدن ايمان در اثر استماع آيات خدا ، 3 - توكل ، 4 - به پا داشتن نماز ، 5 - انفاق از آنچه كه خدا روزى فرموده . و معلوم است كه سه صفت اول از اعمال قلب و دو صفت اخير از اعمال جوارح است ، و در ذكر آن رعايت ترتيب واقعى و طبيعى آن شده است ، چون نور ايمان به تدريج در دل تابيده مىشود و هم چنان رو به زيادى مىگذارد تا به حد تمام رسيده و حقيقتش كامل شود . مرتبه اول آن كه همان تاثر قلب است عبارت است از وجل و ترس و تكان خوردن دل در هنگام ذكر خدا ، و جمله * ( « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّه وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ » ) * اشاره به آن است . و اين ايمان هم چنان رو به انبساط نهاده و شروع به ريشه دواندن در دل مىكند ، و در اثر سير در آيات داله بر خداى تعالى و همچنين آياتى كه انسان را بسوى معارف حقه رهبرى مىكند در دل شاخ و برگ مىزند ، بطورى كه هر قدر مؤمن بيشتر در آن آيات سير و تامل كند ايمانش قوىتر و زيادتر مىگردد ، تا آنجا كه به مرحله يقين برسد ، و جمله * ( « وَإِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُه زادَتْهُمْ إِيماناً » ) * اشاره به آن است . وقتى ايمان انسان زياد گشت و به حدى از كمال رسيد كه مقام پروردگارش را و موقعيت خود را شناخت ، و به واقع مطلب پى برد ، و فهميد كه تمامى امور به دست خداى سبحان است ، و او يگانه ربى است كه تمام موجودات بسوى او بازگشت مىكنند در اين موقع بر خود حق و واجب مىداند كه بر او توكل كرده و تابع اراده او شود ، و او را در تمامى مهمات زندگى خود وكيل خود گرفته به آنچه كه او در مسير زندگيش مقدر مىكند رضا داده و بر طبق شرايع و احكامش عمل كند ، اوامر و نواهيش را به كار بندد ، و جمله * ( « وَعَلى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ » ) * اشاره به همين معنا است . و وقتى ايمان به حد كاملش در دل مستقر گرديد قهرا انسان بسوى عبوديت معطوف گشته و پروردگار خود را به خلوص و خضوع عبادت مىكند ، و اين عبادت همان نماز است ، علاوه ، بسوى اجتماع نيز معطوف گشته حوائج اجتماع خود را برآورده مىكند ، و نواقص و كمبوديها را جبران مىنمايد ، و از آنچه خدا ارزانيش داشته از مال و علم و غير آن انفاق مىنمايد ، و آيه * ( « الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَمِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ » ) * همين معنا را مىرساند . از آنچه گذشت روشن گرديد كه جمله * ( « زادَتْهُمْ إِيماناً » ) * اشاره است به زيادى از جهت كيفيت ، يعنى ايمانشان رو به شدت و كمال مىگذارد ، پس اينكه بعضى از مفسرين آن را به معناى زياد شدن كميت و عدد مؤمنين گرفته اشتباه است . * ( « أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ دَرَجاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ » ) * اين حكمى است كه خداوند كرده و فرموده : ايمان حقيقى تنها در دل آن كسانى ثابت