السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
6
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، چون همين بيانات آنان را به ياد تفاصيل و جزئياتى از معارف مربوط به مبدء و معاد و آيات الهى مىاندازد كه اجمال ايمان خود آنان مشتمل بر آن است . در اينجا بايد خاطر نشان سازيم كه اين سوره قسمت عمده و مقدار قابل ملاحظه اى از معارف الهى را متضمن است ، از آن جمله وصف ابليس و لشكرش ، وصف قيامت و ميزان ، اعراف و عالم در و ميثاق ، و وصف مردم با ايمانى كه هميشه به ياد خدايند . و نيز از آن جمله ذكر عرش و تجلى پروردگار و اسماى حسناى او و بيان اين حقيقت كه براى قرآن تاويلى است . و نيز متضمن مجملاتى است از واجبات و محرمات مانند : « قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ » « 1 » و آيه « إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ » « 2 » و آيه « قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّه الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِه وَالطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ » « 3 » . و از همين جا مىتوان استفاده كرد كه نزول سوره اعراف قبل از نزول سوره انعام بوده ، زيرا در سوره انعام آيه « قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُه . . . » « 4 » وجود دارد كه از آن بر مىآيد حكم به اباحه ما سواى آنچه كه از محرمات استثنا شده قبلا نازل شده بوده ، و آيه مزبور به آيات اين سوره اشاره مىكند . از ظهور اين آيه هم كه صرفنظر كنيم احكام و شرايعى كه در اين سوره ذكر شده اجمالىتر از آن احكامى است كه در سوره انعام در آيه « قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ » « 5 » و آيات بعديش ذكر گرديده . و اين خود دليل روشنى است بر اينكه سوره اعراف قبل از سوره انعام نازل شده است ، چون همه مىدانيم كه طريقه تشريع احكام در دين اسلام اين بوده كه نخست احكام به طور سربسته و مجمل ذكر شده و سپس بتدريج توضيح بيشترى پيرامون آن داده مىشد ، در آخر ، پرده از روى همه جزئيات آن برداشته مىشده است . * ( « المص كِتابٌ أُنْزِلَ إِلَيْكَ فَلا يَكُنْ فِي صَدْرِكَ حَرَجٌ مِنْه لِتُنْذِرَ بِه وَذِكْرى لِلْمُؤْمِنِينَ » ) * اينكه « كتاب » را در اين آيه به طور نكره ذكر كرده و آن را با جمله « بر تو نازل شده »
--> ( 1 ) سوره اعراف آيه 29 ( 2 ) سوره اعراف آيه 33 ( 3 ) سوره اعراف آيه 32 ( 4 ) سوره انعام آيه 145 ( 5 ) سوره انعام آيه 151