السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
30
تفسير الميزان ( فارسي )
ابليس بر بهتريش از چنين آب و گلى ، باطل و بسيار موهون است . علاوه بر اين ، خداى تعالى در سؤالى كه از آن ملعون كرد عنايت خاص خود را نسبت به آدم گوشزد وى كرده و به اين بيان كه « من او را به دو دست خود آفريدم » اين معنا را خاطر نشانش ساخته . حال معناى « دو دست خدا » چيست بماند ، به هر معنا كه باشد دلالت بر اين دارد كه خلقت آدم مورد اهتمام و عنايت پروردگار بوده است ، با اين وصف آن ملعون در جواب به مساله بهترى آتش از خاك تمسك جسته و گفت : « من از او بهترم زيرا مرا از آتش و او را از گل آفريدى » . آرى ، چيزى كه مورد عنايت وى بوده همانا اثبات انانيت و استقلال ذاتى خودش بوده و همين معنا باعث شده كه كبرياى خداى بزرگ را ناديده گرفته خود را در قبال آفريدگارش موجودى مثل او مستقل بداند ، و به همين جهت امتثال امر خدا را واجب ندانسته بلكه در جستجوى دليلى بر رجحان معصيت بر آمده و بر صحت عمل خود استدلال كرده ، غافل از اينكه چيزى را كه خدا حكم به بهترى آن كند آن اشرف واقعى و حقيقى است ، مگر اينكه موجود ديگرى بيافريند و حكم به برترى آن از موجود قبلى نموده موجود قبلى را مامور به سجده در برابر آن كند ، كه در چنين صورت اشرف واقعى و حقيقى موجود دومى خواهد بود ، براى اينكه امر پروردگار همان تكوين و آفريدن او است و يا منتهى به تكوين او مىشود . پس وجوب امتثال اوامر او از اين جهت است كه امر ، امر او است ، نه از اين جهت كه در امتثال امرش مصلحت و يا جهتى از جهات خير هست تا مساله وجوب امتثال دائر مدار مصالح و جهات خير باشد . پس خلاصه كلام اين شد كه از آيات مربوط به داستان آدم و ابليس استفاده مىشود كه اگر ابليس عصيان ورزيد و مستحق طرد شد بخاطر تكبرش بود و جمله * ( « أَنَا خَيْرٌ مِنْه » ) * يكى از شواهد اين معنا است ، گر چه از ظاهر گفتار ابليس بر مىآيد كه مىخواسته بر آدم تكبر بورزد ، ليكن از اينكه ابليس با سابقه اى كه از داستان خلافت آدم داشته و تعبيرى كه از خداوند در باره خلقت آدم و اينكه « من او را به دو دست خود آفريدهام » شنيده بود و مع ذلك زير بار نرفت بر مىآيد كه وى در مقام استكبار بر خداوند بوده نه استكبار بر آدم . شاهد ديگرش اين است كه اگر وى در مقام تكبر بر آدم بود روا بود خداى تعالى در آيه « 50 » سوره « كهف » بفرمايد : « كانَ مِنَ الْجِنِّ فاستنكف عن الخضوع لآدم چون از طايفه جن بود از خضوع در برابر آدم استنكاف كرد » و حال آنكه فرموده : « فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ ربه از امر پروردگارش سرپيچى كرد » .