السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

29

تفسير الميزان ( فارسي )

نمىافتاد كه او از آدم بهتر است ، بلكه اينطور فكر مىكرد كه امر به سجده آدم از مصدر عظمت و كبرياى خدا و از منبع هر جلال و جمالى صادر شده است و بايد بدون درنگ امتثال كرد ، ليكن او اينطور فكر نكرد و حتى اين مقدار هم رعايت ادب را نكرد كه در جواب پروردگارش بگويد : « بهترى من مرا از سجده بر او بازداشت » بلكه با كمال جرأت و جسارت گفت : « من از او بهترم » تا بدين وسيله هم انانيت و استقلال خود را اظهار كرده باشد و هم بهترى خود را امرى ثابت و غير قابل زوال ادعا كند ، علاوه ، بطور رساترى تكبر كرده باشد . از همين جا معلوم مىشود كه در حقيقت اين ملعون به خداى تعالى تكبر ورزيده نه به آدم . و اما استدلالى كه كرد گر چه استدلال پوچ و بىمغزى بود و ليكن در اينكه او از آتش و آدم از خاك بوده راست گفته است ، و قرآن كريم هم اين معنا را تصديق نموده ، از يك طرف در آيه « كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّه » « 1 » فرموده كه ابليس از طايفه جن بوده ، و از طرف ديگر در آيه « خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ وَخَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ » « 2 » فرموده كه ما انسان را از گل و جن را از آتش آفريديم . پس از نظر قرآن كريم هم مبدأ خلقت ابليس آتش بوده ، و ليكن ادعاى ديگرش كه « آتش از خاك بهتر است » را تصديق نفرمود ، بلكه در سوره بقره آنجا كه برترى آدم را از ملائكه و خلافت او را ذكر كرده اين ادعا را رد كرده است . و در آيات « إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي خالِقٌ بَشَراً مِنْ طِينٍ فَإِذا سَوَّيْتُه وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَه ساجِدِينَ ، فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ أَجْمَعُونَ إِلَّا إِبْلِيسَ اسْتَكْبَرَ وَكانَ مِنَ الْكافِرِينَ ، قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَّ أَسْتَكْبَرْتَ أَمْ كُنْتَ مِنَ الْعالِينَ ، قالَ أَنَا خَيْرٌ مِنْه خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَخَلَقْتَه مِنْ طِينٍ . . . » « 3 » در رد ادعايش فرموده : ملائكه مامور به سجده بر آب و گل آدم نشدند تا شيطان بگويد : « گل از آتش پستتر است » ، بلكه مامور شدند سجده كنند بر آب و گلى كه روح خدا در آن دميده شده بود و معلوم است كه چنين آب و گلى داراى جميع مراتب شرافت و مورد عنايت كامل ربوبى است . و چون ملاك بهترى در تكوينيات دائر مدار بيشتر بودن عنايت الهى است و هيچ يك از موجودات عالم تكوين به حسب ذات خود حكمى ندارد ، و نمىتوان حكم به خوبى آن نمود ، از اين جهت ادعاى

--> ( 1 ) سوره كهف آيه 50 ( 2 ) سوره الرحمن آيه 15 ( 3 ) سوره ص آيه 76