السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
11
تفسير الميزان ( فارسي )
اين آيات بطورى كه ملاحظه مىكنيد سنگينى را در طرف حسنات و سبكى را در طرف سيئات اثبات مىكند . و امثال اين آيات اين احتمال را در نظر انسان تقويت مىكند كه شايد مقياس سنجش اعمال و سنگينى آن ، چيز ديگرى باشد كه تنها با اعمال حسنه سنخيت دارد ، بطورى كه اگر عمل حسنه بود با آن سنجيده مىشود و اگر سيئه بود چون سنخيت با آن ندارد سنجيده نمىشود ، و ثقل ميزان عبارت باشد از همان سنجيده شدن و خفت آن عبارت باشد از سنجيده نشدن ، عينا مانند موازينى كه خود ما داريم ، چون در اين موازين هم مقياسى هست كه ما آن را واحد ثقل مىناميم مانند مثقال و خروار و امثال آن ، واحد را در يكى از دو كفه و كالا را در كفه ديگرى گذاشته مىسنجيم ، اگر كالا از جهت وزن معادل آن واحد بود كه هيچ ، و گرنه آن متاع را برداشته متاع ديگرى بجايش مىگذاريم ، پس در حقيقت ميزان همان مثقال و خروار است نه ترازو و يا قپان و يا باسكول ، و اينها مقدمه و ابزار كار مثقال و خروارند كه به وسيله آنها حال متاع و سنگينى و سبكى آن را بيان مىكند ، و همچنين واحد طول كه يا ذرع است و يا متر و يا كيلومتر و يا امثال آن ، كه اگر طول با آن واحد منطبق شد كه هيچ ، و اگر نشد آن را كنار گذاشته طول ديگرى را با آن تطبيق مىدهيم ، ممكن است در اعمال هم واحد مقياسى باشد كه با آن عمل آدمى سنجيده شود ، مثلا براى نماز واحدى باشد از جنس خود آن كه همان نماز حقيقى و تمام عيار است ، و براى زكات و انفاق و امثال آنها مقياس و واحدى باشد از جنس خود آنها ، و همچنين براى گفتار واحدى باشد از جنس خودش ، و آن كلامى است كه تماميش حق باشد و هيچ باطلى در آن راه نيافته باشد ، هم چنان كه آيه « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّه حَقَّ تُقاتِه » « 1 » به آن اشاره دارد . بنا بر اين ، بسيار به نظر قريب مىرسد كه مراد از جمله * ( « وَالْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ » ) * اين باشد ، كه آن ميزانى كه در قيامت اعمال با آن سنجيده مىشود همانا « حق » است ، به اين معنا كه هر قدر عمل مشتمل بر حق باشد به همان اندازه اعتبار و ارزش دارد ، و چون اعمال نيك مشتمل بر حق است از اين رو داراى ثقل است . بر عكس عمل بد از آنجايى كه مشتمل بر چيزى از حق نيست و باطل صرف است لذا داراى وزنى نيست ، پس خداى سبحان در قيامت اعمال را با « حق » مىسنجد و وزن هر عملى به مقدار حقى است كه در آن است . و بعيد نيست قضاوت به حقى هم كه در آيه « وَأَشْرَقَتِ الأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَوُضِعَ الْكِتابُ وَجِيءَ بِالنَّبِيِّينَ وَالشُّهَداءِ وَقُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَهُمْ لا يُظْلَمُونَ »
--> ( 1 ) اى كسانى كه ايمان آوردهايد از خداوند پروا داشته باشيد ، حقيقت پروا داشتن . سوره آل عمران آيه 102