السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

67

تفسير الميزان ( فارسي )

و اين آيات همانطورى كه ملاحظه كرديد همگى مشتملند بر ظلمهاى فردى و اجتماعى ، و اين خود شاهد صدق بحث ما است ، و شاملتر از همه اينها براى بحث ما ، همان آيه مورد بحث ما است كه فرمود : * ( « إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » ) * . * ( « وَيَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِيعاً . . . » ) * « يوم » در اينجا ظرفى است متعلق به مقدر ، و تقدير آن چنين است : « اذكر يوم . . . - به ياد آور روزى را كه . . . » و عنايت كلام تنها در كلمه « جميعا » است ، زيرا اين كلمه است كه دلالت مىكند بر اينكه علم و قدرت پروردگار از احدى از آنان تخلف نكرده و محيط بر همه آنان است ، و به زودى همه شان را به حساب درآورده و محشورشان كرده ، احدى را از قلم نمىاندازد . اين جمله در مقام بيان جمله قبلى يعنى : * ( « إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » ) * است . گويا وقتى گفته شد : ستمكاران رستگار نمىشوند ، سؤال مىشد كه چرا چنين است ؟ در جواب گفته شده است : براى اينكه خداوند به زودى آنان را محشور كرده و از شركائى كه براى خدا قائل بودند ، سراغ مىگيرد ، و چون شركائى براى پروردگار نمىيابند تا حاضر سازند ، لذا شرك خود را انكار كرده و به دروغ به خدا سوگند مىخورند . و اگر ستمكاران در شركائى كه براى خدا اتخاذ كردند رستگار بودند ، در آن روز شركا را يافته ، خود را تكذيب نمىكردند ، بلكه بر طبق ادعاى خود ، آنها را شفيع قرار داده و از شفاعتشان بهره مند مىشدند . * ( « ثُمَّ لَمْ تَكُنْ فِتْنَتُهُمْ . . . » ) * بعضىها گفته‌اند : مقصود از « فتنه » جواب است ، يعنى جوابى ندارند مگر اينكه به خدا سوگند ياد كنند كه ما در دنيا مشرك نبوديم . بعضى ديگر گفته‌اند : در كلام چيزى مضاف بر كلمه « فتنه » بوده و حذف شده ، و تقدير آن چنين بوده : « ثم لم تكن عاقبة فتنتهم - سرانجام مفتونى و شيفتگيشان نسبت به بتها اين شد كه بگويند . . . » . بعضى ديگر گفته‌اند : مراد از « فتنه » معذرت است ، و البته براى هر يك از اين