السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
64
تفسير الميزان ( فارسي )
« إِنَّه لا يُفْلِحُ الْكافِرُونَ » « 1 » و ساير موارد لحاظ مىشود . پس اينكه فرمود : * ( « إِنَّه لا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ » ) * با در نظر گرفتن اين جهت كه ظلم را به عنوان وصف به كار برده ، معنايش اين است كه ستمگران به آرزوهايى كه به منظور دستيابى به آنها ، آن تشبثها را مىكنند ، نمىرسند ، چون ظالمند ، و همين ظلمشان آنان را به آرزو و به سعادتشان رهبرى نمىكند چون سعادت وقتى سعادت است كه بحسب واقع و وجود خارج ، مطلوب بوده باشد - نه خيال - در چنين موقعى است كه طالب و آرزومند آن ، خود را بحسب وجود و طبع وجوديش به ادوات و وسائلى كه سازگار و مناسب با آن سعادتست مجهز مىسازد . مثلا انسان كه يكى از سعادتهاى مورد آرزويش اين است كه با جبران اجزاى تحليل رفته ، بقاى زندگى خود را تامين نمايد وقتى به چنين آرزويى نائل مىشود كه نخست به جهاز دقيق تغذيه اى كه مناسب با اين آرزو است مجهز بوده و سپس اسباب و ادواتى را هم كه سازگار با آن است واجد باشد ، و علاوه بر اين در دنياى خارج از خودش به قدر احتياجش از مواد غذايى مناسب با مزاجش بيابد ، و آن ادوات را هم به كار ببندد ، يعنى مواد غذايى را از خارج گرفته و تصفيه نموده ، صورت اصلى آن را به كلى بهم زده به صورت اجزايى كه از بدنش تحليل رفته درآورد ، و آن را جزء بدن خود نموده كمبودهاى آن را جبران نمايد ، نه تنها انسان چنين است ، بلكه ساير انواع حيوانات نيز تا آنجا كه ما ديده و توانستهايم بدست آوريم بدون هيچ تخلف و اختلافى محكوم به همين حكم هستند . بلكه نظام تمامى موجودات عالم به همين منوال جريان دارد ، هر غايت و هدفى كه مطلوب و هر سعادتى كه مقصود باشد ، طريق مخصوصى دارد كه جز از آن طريق راه به آن برده نمىشود ، و پيمودن غير آن مسيرى كه نظام كون براى رسيدن به هر هدفى تعيين نموده در حقيقت اسباب رسيدن به آن را عاطل و راه طبيعى رسيدن به آن را باطل كردن است ، و معلوم است كه عاطل گذاردن آن و باطل كردن اين ، ابطال جميع سببهايى است كه مربوط و متعلق به آن است و عينا شبيه انسانى است كه بخواهد بقاى در زندگى را از غير راه گرفتن غذا و لقمه كردن و جويدن و هضم آن تامين نمايد ، همانطورى كه چنين شخصى دستگاه تغذيه و جهاز هاضمه خود را عاطل گذارده و در نتيجه انحرافى در قوه رشد دهنده و مولده خود پديد مىآورد ، همچنين است كسى كه بخواهد براى رسيدن به هدفى راه را گذاشته از بيراهه برود . عنايت الهى هم بر اين تعلق گرفته كه انسان و ساير حيوانات كه زندگيشان بر اساس
--> ( 1 ) سوره مؤمنون آيه 118