السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
35
تفسير الميزان ( فارسي )
( ص ) كه از مشركين بپرسد چه كسى مالك آسمانها و زمين است ؟ و كيست كه مىتواند در آنها بخواست و اراده خود بدون اينكه چيزى مانعش شود تصرف كند ؟ آن گاه خودش از طرف آنان جواب دهد كه آن كس بدون شك خداى سبحان است ، براى اينكه غير خدا حتى بتها و اربابى كه براى آنها قائلند مانند ساير مخلوقات خلقتشان از خدا و امرشان بدست اوست ، پس او است مالك تمامى آنچه كه در آسمانها و زمين است . در حقيقت چون مساله مورد سؤال ، هم در نظر سائل و هم در نظر مسئول عنه امر واضحى بوده ، و خود خصم هم به آن اعتراف داشته ، از اين جهت احتياجى به اينكه خصم جواب دهد و به زبان اعتراف كند نبوده ، و به رسول گراميش ( ص ) دستور داده كه او خودش از طرف آنان جواب دهد و بدون انتظار جواب ، حجت را تمام نمايد . و اين قسم اقامه برهان يعنى سؤال از خصم و جواب دادن خود سائل هر دو از سليقه هاى بديعى است كه در تنظيم براهين به كار مىرود . مثلا منعم به كسى كه به او انعام و احسان كرده و او در عوض كفران نعمتش نموده مىگويد : چه كسى لباس و آب و نانت داد ؟ من بودم كه چنين منتى بر تو نهادم و تو در عوض اينطور كفران كردى . خلاصه اينكه ، اين سؤال و جواب برهانى است كه اثبات مىكند كه مالك على الاطلاق عالم خداى سبحان است ، بنا بر اين مىتواند در ملك خود به دلخواه خود تصرف نمايد ، زنده كند ، بميراند ، و بعد از مرگ مبعوث كند ، بدون اينكه چيزى از موانع از قبيل دشوارى عمل و دقيق بودن آن و مرگ و غيبت و بهم خوردن برنامه كار و امثال آن او را از اين تصرفات جلوگير شود . و چون با اثبات اين معنا يكى از مقدمات برهان ثابت شد ، از اين رو مقدمه ديگر آن را ملحق نموده ، مىفرمايد : * ( « كَتَبَ عَلى نَفْسِه الرَّحْمَةَ » ) * « كتابت » به معناى اثبات و حكم حتمى است ، و چون رحمت ، كه عبارت است از افاضه نعمت بر مستحق و ايصال هر چيزى به سعادتى كه لياقت و استعداد رسيدن به آن را دارد از صفات فعليه خداى تعالى است ، از اين جهت صحيح است اين صفت را به كتابت ( قضاء حتمى ) خود نسبت دهد ، و بفرمايد : خداوند رحمت و افاضه نعمت و عطاء خير بر مستحقين را بر خود واجب كرده است . هم چنان كه در آيه « كَتَبَ اللَّه لأَغْلِبَنَّ أَنَا وَرُسُلِي » « 1 » فعل را كه همان غلبه است نسبت
--> ( 1 ) خداوند چنين قضا رانده كه سرانجام غلبه با من و فرستادگانم خواهد بود . سوره مجادله آيه 21