السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
150
تفسير الميزان ( فارسي )
« 1 » بنا بر اين ، معناى آيه مورد بحث ، چنين مىشود كه : « اين طور معارف الهى را شرح داده و بعضى را از بعضى جدا و متمايز نموده ، ابهامى كه عارض بر آن شده بود ، از بين برديم براى غرضهاى مهمى كه از آن جمله اين است كه راه مجرمين روشن و رسواييشان بر ملا گردد ، و در نتيجه ، مؤمنين از آن راه ، دورى نمايند » . بنا بر اين مراد از « روش مجرمين » آن طريقه اى است كه در مقابل آيات ناطق به توحيد و معارف حقه اى كه متعلق به توحيد است به كار مىبرند ، و آن طريقه ، همانا انكار و عناد و اعراض از آيات و كفران نعمت است . بعضى گفتهاند : مراد از سبيل مجرمين ، روشى است كه خداى تعالى در باره مجرمين به كار مىبرد و آنان را در دنيا لعنت و در آخرت به عذاب و سختگيرى در حساب و عقاب دردناك مبتلا مىسازد ، و ليكن معناى اولى با سياقى كه آيات دارد موافقتر است . بحث روايتى در كتاب كافى به سندى مرفوع از حضرت رضا ( ع ) نقل كرده كه فرمود : خداى عز و جل پيغمبر ما را قبض روح نكرد مگر بعد از آنكه دين را برايش تكميل نمود ، و قرآن را كه در آن بيان هر چيزى است ، نازل فرمود ، و در آن حلال و حرام و حدود و احكام و جميع ما يحتاج بشر را بطور كامل شرح داد ، و خودش در اين كتاب فرمود : * ( « ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ ) * - ما در اين كتاب هيچ چيزى را فروگذار نكرديم » . « 2 » قمى در تفسير خود مىگويد : حديث كرد مرا احمد بن محمد و گفت حديث كرد مرا جعفر بن محمد و گفت حديث كرد براى ما كثير بن عياش از ابى الجارود و او از حضرت ابى جعفر ( ع ) كه در تفسير آيه * ( « وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا صُمٌّ وَبُكْمٌ » ) * مىفرمود « صم » كر هستند از هدايت ، « بكم » و لالند از اينكه به خير لب بگشايند ، « فى الظلمات » و در ظلمتهاى كفر قرار دارند ، * ( « مَنْ يَشَأِ اللَّه يُضْلِلْه وَمَنْ يَشَأْ يَجْعَلْه عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ » ) * هر كس را خدا بخواهد گمراه مىكند و هر كس را بخواهد بر طريق مستقيمش وا مىدارد . و فرمود :
--> ( 1 ) و آن چنان ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم نشان داديم ( تا چنين و چنان شده ) و از دارندگان يقين گردد . سوره انعام آيه 75 ( 2 ) كافى ج 1 ص 198 ح 1