السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
110
تفسير الميزان ( فارسي )
« حَتَّى إِذا أَتَوْا عَلى وادِ النَّمْلِ قالَتْ نَمْلَةٌ يا أَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَساكِنَكُمْ لا يَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمانُ وَجُنُودُه وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » « 1 » و نيز مانند مطلبى كه از قول هدهد در داستان غايب شدنش حكايت كرده و فرموده است : « فَقالَ أَحَطْتُ بِما لَمْ تُحِطْ بِه وَجِئْتُكَ مِنْ سَبَإٍ بِنَبَإٍ يَقِينٍ ، إِنِّي وَجَدْتُ امْرَأَةً تَمْلِكُهُمْ وَأُوتِيَتْ مِنْ كُلِّ شَيْءٍ وَلَها عَرْشٌ عَظِيمٌ ، وَجَدْتُها وَقَوْمَها يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِنْ دُونِ اللَّه وَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبِيلِ فَهُمْ لا يَهْتَدُونَ . . . » « 2 » . خواننده هوشيار اگر در اين آيات و مطالب آن دقت نموده و آن مقدار فهم و شعورى را كه از اين حيوانات استفاده مىكند وزن كرده و بسنجد ، ترديد برايش باقى نمىماند كه تحقق اين مقدار از فهم و شعور موقوف به داشتن معارف بسيارى ديگر و ادراكات گوناگونى است از معانى بسيطه و مركبه . و چه بسا عجائب و غرائبى كه دانشمندان حيوانشناسى پس از مطالعات عميقى در انواع مختلفى از حيوانات و تحت نظر گرفتن تربيت آنها به دست آوردهاند ، گفتار ما را تاييد نمايد ، براى اينكه چنين عجائب و غرائبى ، جز از موجودى صاحب اراده و داراى فكر لطيف و شعور تيز و عميق ، سر نمىزند . و اما سؤال چهارم و پنجم اينكه : آيا حيوانات تكاليف خود را در دنيا از پيغمبرى كه وحى بر او نازل مىشود مىگيرند يا نه ؟ و آيا پيغمبرانى كه فرضا هر كدام به يك نوع از انواع حيوانات مبعوث مىشوند ، از افراد همان نوعند يا نه ؟ جوابش اين است كه : تا كنون بشر نتوانسته از عالم حيوانات سر درآورده و حجابهايى كه بين او و بين حيوانات وجود دارد ، پس بزند ، لذا بحث كردن ما پيرامون اين سؤال ، فائده اى نداشته و جز سنگ به تاريكى انداختن چيز ديگرى نيست ، كلام الهى نيز ، تا آنجا كه ما از ظواهر آن مىفهميم ، كوچكترين اشاره اى به اين مطلب نداشته و در روايات وارده از رسول خدا ( ص ) و ائمه اهل بيت
--> ( 1 ) تا آنكه رسيدند كنار وادى مورچگان ، مورچه اى بانگ زد كه هان اى مورچگان به لانه هاى خود اندر شويد ، زنهار كه سليمان و لشكريانش شما را از روى غفلت پايمال نكنند . سوره نمل آيه 18 ( 2 ) هدهد به سليمان گفت من به مطلبى برخوردم كه تا كنون تو از آن بى خبر بوده اى ، خلاصه اينكه از قوم سبا خبر يقينى آوردهام ، و آن اينست كه ديدم زنى بر آن مردم حكومت و پادشاهى مىكند ، زنى است آن چنان توانگر كه از هر چيزى ( كه تصور شود ) او نمونه اى دارد ، از آن جمله داراى تخت بزرگى است ، ديدم كه اين زن و ملتش براى آفتاب سجده مىكردند ، و براى خدا سجده نمىكردند و شيطان چنان اين عملشان را زينت داده و از راه بازشان داشته بود كه ديگر هدايت نخواهند شد . سوره نمل آيه 24