السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
111
تفسير الميزان ( فارسي )
( ع ) هم چيزى كه بتوان اعتماد بر آن نمود ديده نمىشود . از آنچه كه گفتيم به خوبى معلوم شد كه اجتماعات حيوانى هم مانند اجتماعات بشرى ، ماده و استعداد پذيرفتن دين الهى در فطرتشان وجود دارد ، همان فطرياتى كه در بشر سر چشمه دين الهى است و وى را براى حشر و بازگشت به سوى خدا ، قابل و مستعد مىسازد ، در حيوانات نيز هست . گو اينكه حيوانات بطورى كه مشاهده مىكنيم ، جزئيات و تفاصيل معارف انسانى را نداشته و مكلف به دقائق تكاليفى كه انسان از ناحيه خداوند مكلف به آن است ، نيستند ، چنان كه آيات قرآنى نيز اين مشاهده را تاييد مىنمايد ، زيرا جميع اشياء عالم را مسخر انسان مىداند و او را از ساير حيوانات افضل مىشمارد . اين منتها چيزيست كه در باره حيوانات مىتوان اظهار داشت . اكنون به متن آيه مورد بحث برگشته و مىگوييم : اينكه خداى تعالى فرمود : * ( « وَما مِنْ دَابَّةٍ فِي الأَرْضِ وَلا طائِرٍ يَطِيرُ بِجَناحَيْه إِلَّا أُمَمٌ أَمْثالُكُمْ » ) * دلالت بر اين دارد كه تاسيس اجتماعاتى كه در بين تمامى انواع حيوانات ديده مىشود ، تنها به منظور رسيدن به نتائج طبيعى و غير اختيارى ، مانند تغذيه و نمو و توليد مثل كه تنها محدود به چهار ديوارى زندگى دنيا است ، نبوده ، بلكه براى اين تاسيس شده كه هر نوعى از آن ، مانند آدميان به قدر شعور و اراده اى كه دارند به سوى هدفهاى نوعيه اى كه دامنه اش تا بيرون اين چهار ديوار ، يعنى عوالم بعد از مرگ هم كشيده است ، رهسپار شده و در نتيجه ، آماده زندگى ديگرى شود ، كه در آن زندگى سعادت و شقاوت منوط به داشتن شعور و اراده است . در اينجا ممكن است كسانى اعتراض كرده ، بگويند : گويا دانشمندان حيوانشناس هم همه متفق باشند بر اينكه غير انسان ، از انواع حيوانات ، هيچ نوعى نيست كه از موهبت اختيار برخوردار باشد ، به شهادت اينكه مىبينيم كارهاى حيوانات را مانند كارهاى نباتات طبيعى و غير اختيارى مىدانند ، و شايد حق هم با ايشان باشد ، براى اينكه مىبينند وقتى حيوان به چيزى كه نفعش در آن است برخورد نمايد ، مثلا وقتى گربه به موش و شير به شكار دست بيابد از اقدام به عمل نمىتواند خوددارى نمايد ، و همچنين موش و شكار وقتى به دشمن خونخوار خود برمىخورند ، نمىتوانند از فرار خوددارى كنند ، با اين حال چگونه مىتوان گفت حيوانات ديگر هم مانند انسان داراى سعادت و شقاوت اختيارى هستند ؟ جواب اين اعتراض از تامل در معناى اختيار و دقت در حالات نفسانيه اى كه انسان بوسيله آن افعال اختياريه خود را انجام مىدهد به دست مىآيد ، زيرا اگر عنايت الهى ، شعور و