السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
11
تفسير الميزان ( فارسي )
و نيز گفتهاند كه : اجل اولى به معناى خواب و دومى به معناى مرگ است ، و يا هر دو به يك معنا است ، و در آيه ، كلمه « هذا » در تقدير است ، و تقدير آن چنين است « ثم قضى اجلا و هذا اجل مسمى پس اجلى قرار داد و اين اجل مسمى است » . و ليكن دليلى بر صحت هيچيك از اين وجوه نيست و گمان نمىكنم ضيق وقت نويسنده و خواننده اجازه بحث در اطراف صحت و فساد آن و امثال آن را بدهد و اتلاف عمر را با همه كوتاهيش تجويز نمايد . * ( « ثُمَّ أَنْتُمْ تَمْتَرُونَ » ) * كلمه « تمترون » از « مرية » به معناى شك و ترديد است ، در اين آيه شريفه التفات از غيبت به حضور به كار رفته ، و شايد وجه آن اين باشد كه آيه اولى مساله خلقت عالم و تدبير عمومى آن را ذكر مىكرد و نتيجه مىگرفت كه سزاوار نبود كفار غير خداى را معادل و همرتبه با چنين خداى سبحانى بدانند ، و براى بدست دادن اين نتيجه همان غيبت كافى بود ، ليكن آيه دوم چون مساله خلقت و تدبير خصوص انسان را ذكر كرده ، لذا صحبت از خلقت انسان را به ميان آورده است ، از اين جهت جا دارد كه متكلم تهييج شود و تعجب كند و در نتيجه كفار را مخاطب قرار داده سرزنش و مذمت نمايد . گويا در اين آيه مىفرمايد اين است خلقت آسمانها و زمين و جعل ظلمتها و نور ، و بر فرض كه شما در غفلت باشيد از اينكه از اين خلقت پى به ما ببريد و عذرتان اين باشد كه ما غافل بوديم ، چون خلقت مزبور عام و دائره اش وسيع است و ممكن است شما از دلالت آن به ربوبيت ما غفلت كنيد ، ليكن عذرتان در تشكيك و ترديد پروردگار خودتان چيست ؟ و به چه عذرى وى را نشناختيد ؟ با اينكه او شما را خلق كرده و براى هر يك از شما اجلى و اجل مسمائى نزد خود قرار داده است ؟ . * ( « وَهُوَ اللَّه فِي السَّماواتِ وَفِي الأَرْضِ » ) * در دو آيه قبلى مساله خلقت و تدبير عموم عوالم و خصوص انسان ذكر شد ، و همين مقدار براى تنبيه مردم بر اينكه خداى سبحان معبودى است يگانه و شريكى در امر خلقت و تدبير براى او نيست كافى بود ، ليكن با اين حال مشركين خدايان ديگر و شفيعان مختلفى جهت وجوه مختلف تدبير براى خدا اثبات كرده بودند ، مانند « إله حيات » ، « إله رزق » ، « إله خشكىها » و « إله درياها » و غير آن ، و همچنين خدايانى براى انواع مختلف موجودات از قبيل آسمان و زمين و خدايانى براى اقوام و امم مختلف مانند خداى اين قبيله و خداى آن طايفه اثبات كرده بودند ، از اين جهت با جمله * ( « هُوَ اللَّه فِي السَّماواتِ وَفِي الأَرْضِ » ) * اين گونه خدايان