السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

99

تفسير الميزان ( فارسي )

و اين را مىتوان از مرجحات احتمال ما دانست ، كه گفتيم : احتمال مىدهيم اين آيات به منزله دليلى باشد كه توضيح مىدهد آيه * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هادُوا . . . » ) * را ، بنا بر اين ، محصل معنا اين مىشود : كه اسماء و القاب ، به درد كسى نمىخورند ، يهود هم بيهوده دلهاى خود را به اينكه اسمشان يهودى است خوش كرده‌اند ، در صورتى كه اسم ، كسى را كرامت و فضيلت نمىدهد ، آرى يهود كشتن پيغمبران و تكذيب آنان و ساير جرايم خود را نمىتوانند به اين اسمگزاريها محو كنند و آثار سوء گناهان خود را كه همانا هلاكت و فتنه است از بين ببرند . * ( « ثُمَّ تابَ اللَّه عَلَيْهِمْ ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ وَاللَّه بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ » ) * توبه خداوند بر بندگان نظر رحمت او است ، بر ايشان ، و بار ديگر دستگيريش از آنان ، و اينكه فرمود : * ( « ثُمَّ تابَ اللَّه عَلَيْهِمْ » ) * يعنى سپس خداوند به لطف و رحمت به ايشان رجوع فرمود : دلالت دارد بر اينكه يك بار آنان را از رحمت خود دور كرده و به آن پندار غلط دچارشان ساخته ، و در نتيجه به كورى و كرى مبتلا شده‌اند سپس از جرمشان در گذشته و آن پندار غلط را از دلهايشان بيرون برده ، و در نتيجه آن كرى و كورىشان را بهبودى بخشيده ، و فهميده‌اند كه آنان هم مانند همه ، جنس بشر و بندگان خدايند ( نه پسر و دوست او ) ، و در نزد خدا هيچ كرامت و فضيلتى براى آنان نيست ، مگر اينكه تقوا پيشه كنند ، و حق بين شوند ، و مواعظ خداوند را كه از زبان انبياى خود گوشزد بشر مىسازند ، بشنوند ، وقتى اين معنا را فهميدند متوجه شدند كه اسمگذارى هيچ سودى ندارد ، و ليكن بعد از همه اين عنايات بار ديگر به كرى و كورى سابق خود دچار شدند . * ( « ثُمَّ عَمُوا وَصَمُّوا كَثِيرٌ مِنْهُمْ » ) * در اينجا نكته اى به كار رفته ، و آن اينست كه : كورى و كرى را بار اول به همه يهود و بار دوم به كثيرى از آنان نسبت داده ، و لفظ « كثير » را از واو « عموا » و « صموا » كه واو جمع است بدل آورد ، اين نكته براى اين به كار رفته كه اولا رعايت انصاف و حقيقت گويى در كلام شده باشد ، و بفهماند كه اگر بار اول بطور عموم گفتيم : * ( « عَمُوا وَصَمُّوا » ) * نه براى اين بود كه بطور كلى تمامى يهود به كرى و كورى گرائيدند ، بلكه از باب نسبت دادن حكم بعض بود به كل كه خود تعبيريست متعارف ، و ثانيا اشاره كند به اينكه بار اول همه يهود دچار كرى و كورى شدند و ليكن بار دوم عده كثيرى از آنها ، و ثالثا بفهماند كه توبه الهى اثرش بالمره باطل نمىشود ، و لذا ديدند كه در اثر توبه خداوند در بار اول عده اى به هدايت خداوند باقى مانده و دچار كرى و كورى مجدد نشدند ، پس آن گاه خداى تعالى آيه شريفه را با جمله : * ( « وَاللَّه بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ » ) * ختم مىفرمايد تا بفهماند خدا را نمىتوان به خود قياس