السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
100
تفسير الميزان ( فارسي )
كرد ، آرى وقتى كه كسى در حق ديگرى خوبى و احسان كند عمل وى معمولا در برابر چشم آن شخص پرده اى مىشود كه بدىهاى او را نبيند و دوستش دارد . و ليكن خداوند اينطور نيست ، بينايى است كه هيچ چيزى او را از ديدن حقيقت باز نمىدارد . * ( « لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّه هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ » ) * اين آيه به منزله بيان اين جهت است كه نصارا هم مانند يهود به نصرانيت خود دلخوش بودند ، و ليكن اسم نصرانيت آنان را سودى نبخشيد و سرپوش كفر و شركشان نشد ، آرى اينان نيز به مثل يهود آن طور كه بايد ايمان نياوردند ، زيرا مىگفتند : * ( « إِنَّ اللَّه هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ) * خدا همان مسيح ، فرزند مريم است » ، نصارا در اين حرف و در كيفيت شرك به خدا و اينكه مسيح داراى جوهر الوهيت است مختلفند ، طائفه اى از آنها قائلند كه اقنوم مسيح كه همان علم است شاخه ايست كه از اقنوم رب تعالى كه همان حيات است منشعب مىشود ، و معناى پدرى خدا و پسرى مسيح اين است كه اين از آن منشعب گشته است ، طايفه ديگرى مىگويند آن حقيقتى كه تا قبل از مسيح بنام پروردگار ناميده مىشد ، مقارن آمدن مسيح به حقيقت ديگرى كه همان مسيح است منقلب شد ، طايفه ديگرى مىگويند پروردگار در مسيح حلول كرد . و ما تفصيل اين مطلب را در بحثى كه راجع به عيسى بن مريم ( ع ) در تفسير سوره آل عمران كرديم ( جلد 3 ترجمه ) بيان نموديم ، و بايد دانست كه اين سه قولى كه در باره مسيح دارند هر سه با آيه شريفه * ( « إِنَّ اللَّه هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ » ) * قابل انطباقند ، بنا بر اين مراد از كسانى كه اين حرف را زدهاند تنها قائلين به انقلاب نيستند ، بلكه جميع نصارا است كه در باره مسيح غلو كردند ، و اينكه مسيح ( ع ) را به پسرى مريم توصيف فرمود ، خالى از اشعار و دلالت بر جهت كفر آنها نيست ، براى اينكه مىفهماند كه آنها الوهيت را نسبت به يك انسانى دادهاند كه انسان ديگرى او را زائيده است و هر دو از خاك خلق شدهاند ، خاك كجا ، خداى پاك كجا ؟ ! * ( « وَقالَ الْمَسِيحُ يا بَنِي إِسْرائِيلَ اعْبُدُوا اللَّه رَبِّي وَرَبَّكُمْ . . . » ) * اين آيه استدلال مىكند به گفتار خود مسيح بر كفر آنان و بطلان عقيده شان ، چه گفتار خود آن حضرت كه فرمود : * ( « اعْبُدُوا اللَّه رَبِّي وَرَبَّكُمْ ) * - بپرستيد اللَّه را كه هم پرورش دهنده من است و هم پرورش دهنده شما » دلالت دارد بر اينكه او خود مربوب است ، يعنى ديگرى رب و پرورش دهنده اوست ، و در مربوبيت بين او و مردم فرقى نيست و اينكه فرمود : * ( « إِنَّه مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّه فَقَدْ حَرَّمَ اللَّه عَلَيْه الْجَنَّةَ » ) * دلالت دارد بر اينكه اين گناه يعنى در الوهيت براى خداوند انباز گرفتن ، شرك است ، و مرتكب آن كافر ، و نيز دلالت دارد بر اينكه