السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
92
تفسير الميزان ( فارسي )
ديگر كثيرى از آنها كر و كور شدند . و خداوند بيناى به اعمال ايشان است ( 71 ) . هر آينه كافر شدند كسانى كه گفتند محققا خداوند همان مسيح فرزند مريم است و مسيح خود گفت : اى بنى اسرائيل خدا را بپرستيد كه پروردگار من و پروردگار شما است . بدرستى حقيقت اين است كه كسى كه شرك به خدا مىورزد محققا خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايش در آتش خواهد بود . هيچ ياورى از ياوران براى ستمكاران نيست ( 72 ) . هر آينه كافر شدند كسانى كه گفتند محققا خداوند سومى اقانيم سه گانه است . و حال آنكه هيچ معبودى جز خداى واحد نيست . و اگر دست از اين گفته هايشان بر ندارند بطور حتم عذابى دردناك بجان كسانى مىافتد كه بر اين گفته ها پافشارى نموده و هم چنان آن را ادامه ميدهند ( 73 ) . آيا بسوى خدا بازگشت و استغفار نمىكنند ؟ و حال آنكه خداوند غفور و رحيم است ( 74 ) . مسيح فرزند مريم ، رسولى بيش نيست ، قبل از او هم رسولانى بودند . و مادرش مريم صديقه اى بود مانند ساير زنان صديقه . اين مادر و فرزند غذا مىخوردند ( و مانند ساير جانداران محتاج به غذا بودند ) . نگاه كن ببين چطور براى آنها آيات را بيان مىنمائيم آن گاه ببين چگونه از شنيدن آن آيات روشن روى بر مىتابند ( 75 ) . بگو آيا مىپرستيد به غير خدا چيزى را كه مالك نفع و ضررى براى شما نيستند و حال آنكه خداوند شنوا و دانا است ؟ ! ( 76 ) . بگو اى اهل كتاب در دين خود به غير حق غلو مكنيد ، و هوسهاى پيشينيان كه محققا گمراه بودند و نفوس بسيارى را هم گمراه كردند و از طريق ميانه منحرف شدند پيروى ننماييد ( 77 ) . از بنى اسرائيل آنان كه كافر شدند به زبان داود و عيسى بن مريم لعنت و نفرين شدند . و اين براى همان عصيانى بود كه ورزيدند و اصولا مردمى تجاوز پيشه بودند ( 78 ) . مردمى بودند كه از منكراتى كه ميكردند دست برنمىداشتند . راستى بد اعمالى انجام مىدادند ( 79 ) . بسيارى از آنان را مىبينى كه دوست مىدارند كسانى را كه كافر شدند ، چه بد توشه ايست كه بدست خود براى خود پيش فرستادند ، خود باعث شدند خداوند بر آنان خشم گرفته و در نتيجه در عذاب جاودانه بسر برند ( 80 ) . اينان اگر به خدا و به نبى او و به آنچه به نبى نازل شده ايمان مىآوردند كفار را دوست نمىگرفتند ، و ليكن بسياريشان فاسقند ( 81 ) . هر آينه مييابى يهود و مشركين را دشمنترين مردم نسبت به كسانى كه ايمان آوردند و هر آينه مييابى آنان كه گفتند ما نصارائيم دوستترين مردم نسبت به مؤمنين و اين براى اين جهت است كه ملت نصارا قسيسين و رهبان دارند و اصولا مردمى هستند كه تكبر نمىورزند ( 82 ) . و وقتى كه مىشنوند قرآنى را كه به رسول اللَّه نازل شده مىبينى چشمهايشان پر از اشك مىشود ، براى خاطر اينكه حق را شناختهاند از اين جهت دلهايشان نرم و اشكشان جارى مىشود ، مىگويند ، بار پروردگارا ! ايمان آورديم ، پس ما را هم در سلك كسانى بنويس كه شهادت به حقانيت دين دادند ( 83 ) .