السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
71
تفسير الميزان ( فارسي )
رسالت و رسانيدن پيام كارى ندارد ، و كسى كه زير بار رسالت رفته البته به لوازم آن كه همان تبليغ و رسانيدن است قيام مىكند . دوم اينكه در اين آيه از خود آن مطلبى كه بايد تبليغ شود اسم نبرده ، تا هم به عظمت آن اشاره كرده باشد و هم به آن چيزى كه لقب رسالت به آن اشاره داشت ، اشاره كند ، يعنى بفهماند كه اين مطلب امرى است كه رسول اللَّه ( ص ) در آن هيچ گونه اختيارى ندارد ، بنا بر اين ، در آيه شريفه دو برهان بر سلب اختيار از رسول اللَّه ( ص ) در تبليغ كردن و يا تاخير در تبليغ اقامه شده است ، يكى تعبير از آن جناب به رسول ، و يكى هم نگفتن اصل مطلب ، و در عين اينكه دو برهان است دو عذر قاطع هم هست براى رسول اللَّه ( ص ) در جرأتش بر اظهار مطلب و علنى كردن آن براى عموم ، و در عين حال تصديق فراست رسول اللَّه ( ص ) هم هست ، يعنى مىفهماند كه رسول اللَّه ( ص ) درست تفرس كرده و در احساس خطر مصيب بوده است ، و نيز مىرساند كه اين مطلب از مسائلى است كه تا رسول اللَّه ( ص ) زنده است بايد به زبان مبارك خودش به مردم ابلاغ شود و كسى در ايفاى اين وظيفه جاى خود آن جناب را نمىگيرد . * ( « وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه » ) * همانطورى كه سابقا هم اشاره كرديم مراد از « رسالت » و يا به قرائتهاى ديگر « رسالات » مجموع وظايفى است كه رسول اللَّه ( ص ) بدوش گرفته بود ، و نيز سابقا گفتيم كه از لحن آيه اهميت و عظمت اين حكمى كه به آن اشاره كرده استفاده مىشود ، و فهميده مىشود كه حكم مذكور حكمى است كه اگر تبليغ نشود مثل اينست كه هيچ چيز از رسالتى را كه به عهده گرفته است تبليغ نكرده باشد ، بنا بر اين مىتوان گفت گر چه كلام صورت تهديد دارد ليكن در حقيقت در صدد بيان اهميت مطلب است ، و مىخواهد بفهماند مطلب اينقدر مهم است كه اگر در حق آن كوتاهى شود حق چيزى از اجزاى دين رعايت و ادا نشده است . پس جمله * ( « وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ » ) * جمله شرطيه ايست كه ريخت و سياقش براى بيان اهميت و تاثير بود و نبود شرط است ، و اينكه بود و نبود جزا هم متفرع بر بود و نبود شرط است ، و در حقيقت اين جمله شرطيه كه صورتا شرطيه است ، در واقع شرطيه نيست ، زيرا جمله شرطيه در محاورات مردم معمولا وقتى به كار مىرود كه تحقق جزا مجهول باشد به جهت جهل بتحقق شرط ، و چون در جمله شرطيه مورد بحث يعنى * ( « إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ » ) * نمىتوان به خداى تعالى نسبت جهل داد از اين رو اگر هم مىبينيم جمله به صورت شرطيه بيان شده است