السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

65

تفسير الميزان ( فارسي )

( ص ) نازل شده و فشار و تاكيد همراه دارد ، به هيچ تقدير و فرضى نمىتوان آن را عبارت از اصل دين و يا مجموع آن گرفت ، ناگزير بايد آن را به معناى بعضى از دين و حكمى از احكام آن دانست ، و آيه را بدين صورت معنا كرد : اين حكمى كه از ناحيه پروردگارت به تو نازل شده تبليغ كن ، كه اگر اين يكى را تبليغ نكنى مثل اينست كه از تبليغ مجموع دين كوتاهى كرده باشى ، و لازمه اين معنا اينست كه مقصود از * ( « ما أُنْزِلَ » ) * آن حكم تازه و مقصود از « رسالت » مجموع دين باشد ، و گرنه دچار همان محذور سابق خواهيم شد كه عبارت بود از لغو بودن آيه نظير جمله : آنچه در جوى ميرود آبست ، زيرا همانطورى كه گفتيم اگر مراد از كلمه « رسالته » همين رسالت مخصوصى باشد كه تازه نازل شده است معناى آيه اين مىشود : اين رسالت تازه را تبليغ كن كه اگر آن را تبليغ نكنى آن را تبليغ نكرده اى ، و معلوم است كه اين كلامى است لغو و از ساحت مقدس خداى حكيم دور ، پس مراد اين است كه اين حكم را تبليغ كن و گرنه اصل دين و يا مجموع آن را تبليغ نكرده اى ، و اين يك معناى صحيح و معقولى است كه شعر ابو النجم هم در مقام افاده همانست . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه اين چه تكليفى است كه لازمه تبليغ نكردن آن به تنهايى اين است كه اصل دين و مجموع آن تبليغ نشده باشد ؟ و ممكن است كسى هم در پاسخ بگويد : اين بدان جهت است كه اصولا احكام دين همه به هم پيوسته و مربوطند و بين آنها كمال ارتباط و بستگى بر قرار است ، بطورى كه اگر در يكى از آنها اخلال شود در همه اخلال شده است ، مخصوصا اگر اين اخلال ، در تبليغ آن فرض شود ، براى اينكه ارتباط بين احكام در ناحيه تبليغ شديدتر و كاملتر از ناحيه عمل است ، ليكن جواب آن سؤال اين نيست ، و اين جواب با اينكه در جاى خود حرف صحيحى است ، ليكن با ظاهر جمله اى كه در ذيل آيه مورد بحث است يعنى جمله : * ( « وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ » ) * سازگار نيست ، زيرا از اين جمله استفاده مىشود كه مخالفين اين حكم از مسلمانها نبوده و مخالفتشان هم مخالفت علمى نبوده است ، بلكه كسانى با اين حكم مخالفت كرده و يا خواهند كرد كه يا كافر باشند و يا از دين بيزارى جسته و مخالفتشان هم مخالفت اساسى است ، كسانى كه با تمام وسايل براى ابطال و بى اثر گذاردن اين حكم خواهند كوشيد ، و لذا خداوند وعده مىدهد كه رسول خود را به زعم آنها يارى نموده و فعاليتهاى آنها را خنثى خواهد كرد ، و در كارشان و بسوى هدفشان هدايت نخواهد نمود . علاوه بر اين ، اين مخالفت را نمىتوان مخالفت عملى دانست ، براى اينكه احكام اسلام همه در يك درجه از اهميت نيستند ، مثلا بعضى از واجبات دين از كمال مصلحت به