السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
503
تفسير الميزان ( فارسي )
لغو و دولت مبلغ بيست ميليون ليره به كمپانيهاى نخاسى ( برده فروشى ) بابت خسارت غلامان و كنيزانى كه از آن كمپانيها آزاد شدند پرداخت ، و غلامان و كنيزانى كه در اين واقعه از قيد رقيت آزاد گرديدند بالغ بر « 770380 » نفر بودند . و اما در آمريكا نيز بعد از مبارزات دامنه دار و مجاهدتهايى كه اهالى اين كشور در اين راه كردند در سال 1862 حكم به لغويت روش مزبور گرديد ، چون نظريه اهالى اين كشور در باره اين مطلب مختلف بود ، سكنه آمريكاى شمالى برده را تنها از نظر تجمل نگه مىداشتند ، و اما آمريكاى جنوبى چون كه شغل رسمى سكنه آن زراعت و كشت و كار بود و به كارگران بسيارى نيازمند بودند از اين جهت غرضشان از برده گيرى استثمار بردگان و استفاده از نيروى كار آنان بود و ازين روى با لغو شدن روش برده گيرى مخالفت مىكردند ، روش مزبور روز به روز و در كشورى بعد از كشور ديگر لغو مىشد ، تا آنكه قرار داد بين المللى بروكسل در سال « 1890 » ميلادى مبنى بر لغويت روش مزبور منعقد گشته ، دولتها و ممالك يكى پس از ديگرى آن را امضاء كردند و بدين وسيله روش برده گيرى در دنيا لغو و ميليونها نفر از نفوس بشرى از قيد بردگى آزاد شدند . خواننده محترم اگر در اين گفتار دقت نمايد خواهد ديد كه همه مجاهدتها و مبارزاتى كه عليه روش برده گيرى شد و همچنين قوانينى كه در باره لغويت آن گذرانيدند همه و همه مربوط به برده گيرى از طريق ولايت و زورمندى بوده ، بشهادت اينكه بيشتر و يا همه بردگانى كه آن روز به اطراف دنيا برده و فروخته مىشد آفريقايى بودند و معلوم است كه در آفريقا جنگى پيش نيامده بود كه آن همه اسير از آنجا گرفته شود ، بلكه به وسيله قهر و غلبه و قلدرى مردم را دستگير كرده به اطراف رهسپار مىكردند ، پس رقيت و برده گيرى كه اسلام آن را امضاء فرمود اصلا مورد بحث مبارزين عليه رژيم برده گيرى نبوده . 9 - بناگذارى بر الغاى رژيم برده گيرى تا چه اندازه صحيح بود ؟ : اين حريت و آزادى فطرى كه ما آن را براى جنس بشر موهبتى مىناميم ، ( صرف نظر از اينكه نتوانستيم بفهميم كه چه جهت دارد ، ما اين حريت را از ساير حيوانات با اينكه آنها نيز در داشتن شعور نفسانى و اراده محركه مثل انسانند سلب نموده و به خود اختصاص دادهايم ؟ مگر اينكه بگوئيم همين ما آدميان حريت را به منظور استفاده خودمان از آنها سلب نمودهايم ) هيچ اصلى جز اين ندارد كه انسان چون مجهز به شعورى باطنى است كه لذتها را از آلام برايش مشخص مىنمايد و همچنين چون داراى اراده ايست كه او را به جلب لذتها و وضع آلام واميدارد از اين جهت مىتواند آزادانه هر چيزى را براى خود اختيار نمايد . و اين شعور باطنى انسان محدود و مقيد