السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

48

تفسير الميزان ( فارسي )

و مانند آن است و اما جمله « * ( يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ ) * » بيان است براى جمله * ( « يَداه مَبْسُوطَتانِ » ) * . * ( « وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ طُغْياناً وَكُفْراً » ) * . اين جمله و ساير جملات تا آخر آيه بطورى كه از سياق آن استفاده مىشود كلامى است كه به منظور توضيح جمله * ( « وَقالَتِ الْيَهُودُ » ) * ريخته و پرداخته شده است و در جمله « و ليزيدن » بخصوص اشاره است به اينكه اين جرأت و جسارت يهود نسبت به خداوند عظيم و لب به مثل * ( « يَدُ اللَّه مَغْلُولَةٌ » ) * گشودنشان هيچ از يهود بعيد نيست ، زيرا اينان مردمى هستند كه در دشمنى با اديان و در كفر ، از قديم الايام مشخص و ممتاز بودند و اصولا مردمانى حسود و ستمپيشه‌اند ، و معلوم است چنين مردمى وقتى خبردار شوند كه خداى متعال قريش را بر آنان فضيلت داده ، و از بين ايشان شخصى را به نبوت برگزيده تا چه اندازه حسدشان تحريك مىشود ، بنا بر اين قريش جز اين نبايد از يهود توقع داشته باشد و نبايد از شر آنان و از اينكه آتش طغيان و كفرشان تيزتر شود ايمن بنشينند . آرى يهود در دنياى قبل از اسلام خود را اشرف ملل مىدانست و سيادت و تقدم بر ساير اقوام را حق مسلم خود مىپنداشت و خود را اهل كتاب ، و ساير اقوام آن روز را امى و بى سواد و وحشى مىناميد . و به دنياى آن روز فخر مىفروخت و ربانيين و احبار خود را به رخ عالميان مىكشيد و به علم و حكمت خود مىباليد . ليكن دوران آن سيادت خيالى و تمدن تو خالى سر آمد و آوازه پيغمبرى كه از قريش يعنى منحطترين اقوام كه همواره در برابر علم يهود و دانشمندانشان سر فرود مىآورد مبعوث شده بود و همچنين آوازه كتاب وى گوش يهود را خراش داد ، مخصوصا وقتى در آن كتاب نظر كرده و آن را كتابى آسمانى و مهيمن ، يعنى ناظر بر ساير كتب آسمانى يافت و ديد كه كتابى است سرشار از حق و حقيقت و مشتمل بر عالىترين تعليمات روحى و كاملترين طريق هدايت ، بيش از پيش به ذلت و بى ارجى كتاب خود كه سالها به رخ عالميانش مىكشيد پى برد ، لا جرم از آن خواب و خيال بيدار شده و به خود آمد در حالى كه هر لحظه به خشم درونى و كفر و طغيانش افزوده مىشد و اينكه مىبينيد خداى تعالى در اين آيه مىفرمايد : آياتى كه به تو نازل شده ( قرآن ) طغيان آنها را مضاعف مىكند ، معنايش اين نيست كه ( العياذ باللَّه ) قرآن سبب ضلالت آنها است بلكه به اين عنايت است كه گفتيم اصولا جنس يهود به خودى خود جنسى حقود و حسود و كينه توز است و نزول قرآن سبب شد آن آتش تيزتر شود و معارف حق و دعوت صريحى كه در قرآن است باعث شد آن كفر و حسد طغيان كند و به همين عنايت است كه خداى تعالى در مواضع عديده اى از قرآن كريم هدايت و ضلالت را به خود نسبت مىدهد ، از آن جمله مثلا مىفرمايد : « كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَهَؤُلاءِ مِنْ