السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

419

تفسير الميزان ( فارسي )

( ص ) و مؤمنين است كه بعنوان مقدمه براى گفتن : « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا » ايراد شده تا هم به منزله ثنائى بر خداى تعالى باشد و هم اين توهم را كه خداى تعالى به بيش از طاقت مؤاخذه مىكند و به بعضى از احكام حرجى هم تكليف مىنمايد دفع كند ، و اگر با جمله « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا . . . » از درگهش مسئلتى مىكند ، مقصودش تخفيف در احكامى است كه ممكن است به عناوين ثانويه از ناحيه حكم يا از لجاج و عناد مكلفين ناشى شود ، جعل شود ، نه اينكه خداى تعالى بدون هيچ يك از اين دو جهت چنين تكاليفى جعل كند . يا آنكه كلام پروردگار متعال است كه در بين دو فقره از دعاى امت اسلام يعنى : « غُفْرانَكَ رَبَّنا . . . » و « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا . . . » قرار گرفته تا فائده قبلى را افاده نموده و تاديب و تعليمى باشد براى مسلمين و بخواهد طريقه دعا كردن را به زبانشان بگذارد ، چون آنان به آنچه خدا بفرمايد ايمان دارند . به هر حال اين جمله تكيه گاه سخن مؤمنين و مبناى دعاى آنهاست ، آن گاه تتمه دعايشان را ذكر مىفرمايد ، و به عبارت ديگر قسمت ديگرى از مسئلتهايشان را كه عبارتست از « رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا . . . » ، « رَبَّنا وَلا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً . . . » و « رَبَّنا وَلا تُحَمِّلْنا ما لا طاقَةَ لَنا بِه وَاعْفُ عَنَّا » نقل مىكند ، و گويا مرادشان از عفو ، عفو از نسيان و خطا و ساير موجبات حرجى است كه از آنان سر زده ، و مرادشان از « وَاغْفِرْ لَنا وَارْحَمْنا » عفو از ساير گناهان و خطاياشان مىباشد ، و از ذكر مغفرت در اينجا با اينكه قبلا گفته بودند : « غُفْرانَكَ رَبَّنا » تكرار لازم نمىآيد ، براى اينكه كلمه مزبور به منظور افاده موازنه حال آنان و ادبشان نسبت به پروردگارشان با حال اهل كتاب و معامله شان با پروردگارشان و با كتابشان از ايشان حكايت شده ، علاوه بر اينكه مقام دعا ، مقامى است كه مثل ساير مقامات مانع تكرار نيست ، و اشتمال اين دعا بر ادب عبوديت و رعايت آن در تمسك به ذيل عنايت ربوبى يكى پس از ديگرى و اعتراف به مملوك بودن و در موقف ذلت و مسكنت عبوديت قرار داشتن در مقابل رب العزة مطلبى است كه هيچ حاجتى به بيان ندارد . در قرآن كريم براى رسول خدا ( ص ) تاديبهاى الهى و تعليمات عاليه ايست در انواع و اقسام ثنا بر پروردگار تا با رعايت آن پروردگار خود را ثنا گويد ، و آن آداب را در درخواستهاى خود به كار بندد ، نظير تاديبى كه در آيه شريفه « قُلِ اللَّهُمَّ مالِكَ الْمُلْكِ تُؤْتِي الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ » « 1 » و در آيه شريفه « قُلِ اللَّهُمَّ فاطِرَ السَّماواتِ وَالأَرْضِ عالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبادِكَ »

--> ( 1 ) بگو بار الها اى مالك ملك عالم ملك راى به هر كه بخواهى مىدهى . سوره آل عمران آيه 26 .