السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
411
تفسير الميزان ( فارسي )
ذكر صفتى كه در مسئول هست ، وسائل را به طمع سؤال مىاندازد مثل « ارحم الراحمين » بودن او و سكوت از خود حاجت ، بهترين و بليغترين كنايه است از اينكه حاجت احتياج به تصريح ندارد ، براى اينكه تصريح به حاجت موهم اين است كه لا بد اسباب مذكور براى انگيختن رحم آن كسى كه « ارحم الراحمين » است ، كافى نبوده و محتاج به تاكيد و تفهيم به لفظ است . و از آن جمله دعائى است كه از حضرت زكريا نقل كرده و فرموده : « ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ عَبْدَه زَكَرِيَّا . إِذْ نادى رَبَّه نِداءً خَفِيًّا . قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَلَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا . وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ مِنْ وَرائِي وَكانَتِ امْرَأَتِي عاقِراً فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا . يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْه رَبِّ رَضِيًّا » « 1 » . تنها چيزى كه آن جناب را وادار و ترغيب كرد كه چنين دعائى كند و از پروردگار خود فرزندى بخواهد ، مشاهده داستان مريم دختر عمران و زهد و عبادت او بود ، و ادب عبوديتى بود كه خداوند به وى كرامت كرده و رزق غيبى آسمانى بود كه از ناحيه خود ارزانيش داشته بود ، و قرآن اين داستان را چنين شرح مىدهد : « وَكَفَّلَها زَكَرِيَّا كُلَّما دَخَلَ عَلَيْها زَكَرِيَّا الْمِحْرابَ وَجَدَ عِنْدَها رِزْقاً قالَ يا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هذا قالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّه إِنَّ اللَّه يَرْزُقُ مَنْ يَشاءُ بِغَيْرِ حِسابٍ . هُنالِكَ دَعا زَكَرِيَّا رَبَّه قالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ » « 2 » . از ديدن آن عناياتى كه به مريم داشت آتش شوق به داشتن فرزندى طيب و صالح در دلش زبانه كشيد ، فرزندى كه از او ارث ببرد و پروردگار او را به طور مرضى عبادت كند ، همانطورى كه مريم وارث عمران شد و جد و جهدش در عبادت پروردگارش به نهايت رسيد و از ناحيه مقدسه اش به آن كرامتها نائل آمد ، چيزى كه هست خود را پير مردى مىديد كه قوايش
--> ( 1 ) قرآن مشتمل است بر داستان رحمتى كه پروردگارت به عبد خود زكريا نمود ، موقعى كه پروردگار خود را از ترس آهسته ندا كرد ، و گفت : پروردگارا به درستى كه ضعف تا مغز استخوانم را سست كرده . و سفيدى موى ، همه سرم را فرا گرفته ، و تا كنون سابقه ندارد كه در دعاها و درخواستهايم از درگاهت نوميد و تهى دست برگشته باشم ، و من به درستى كه از بنى اعمام و ساير وراث دور خود مىترسم ، همسرم هم زنى نازا است پس از درگاه رحمت خودت فرزندى ارزانيم دار تا وارث من باشد و از من و از آل يعقوب ارث ببرد و او را اى پروردگار مرضى و فرمان بر خود قرار ده . سوره مريم آيه 2 - 6 . ( 2 ) و او را زكريا تكفل نمود ، هر وقت كه زكريا در محراب وارد بر او مىشد نزد او رزقى مىيافت ، مىپرسيد اى مريم اين غذاى تو از كجا است ؟ مىگفت آن از ناحيه خداست ، زيرا خداوند به هر كه بخواهد بدون حساب روزى مىدهد ، اينجا بود كه زكريا پروردگار خود را خواند و گفت : پروردگارا ! از ناحيه خود ذريه طيبه اى ارزانيم دار زيرا تو شنواى دعائى . سوره آل عمران آيه 38 .